سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 
 
 
بمناسبت سالگرد عروج استاد شیخ رضا ابوالقاسمی پور

رابطه با امام زمان عج

استاد ابوالقاسمی پور می فرمودند: رابطه خودتان را با امام زمان(عج) صمیمی کنید. با آقا حرف بزنید. من ساعت هایی از هفته را به این کار اختصاص داده ام. می نشینم و با آقا حرف می زنم و راه حل مشکلاتم را از آقا می خواهم و تمام راه حل هایی را که برای حل مشکل به ذهنم رسیده است یک به یک به ساحت آقا عرضه می دارم و می گویم: آقا این راه را رفتم و نشد شما بفرمایید چه کنم و آقا خودش کمک می کند. 

  لذت نماز

ایشان در مورد لذت بردن از نماز می فرمود: حتما نباید از نماز خواندن لذت ببرید تا سراغ نماز بروید. وقتی حال و حوصله نماز خواندن ندارید وضو بگیرید سجاده را پهن کنید و بگویید: خدایا فقط این جسم ، در اختیار من بود اینک آن را آورده ام. تو هم روح خودت را به من برسان. 

 با خودتان چه کردید؟

یک روز به ایشان گفتم: استاد مدتی است که به حال گذشته ام غبطه می خورم چون آن روزها با آقا و مولایم صمیمی تر و باصفاتر حرف می زدم ولی حالا فکر می کنم از ایشان دور شده ام. ایشان فرمودند: این حرف را فقط به خودت می گویم که شما دچار خسران شده اید. بررسی کن و ببین با خودت چه کرده ای؟ مگر می شود حالا بعد از چهار سال تحصیل بگویید یادش بخیر دیپلم که بودم سوادم بیشتر بود. در عبادات و مسائل معنوی هم همین گونه است باید رو به جلو باشید و پیشرفت داشته باشید.

 احترام به پدر و مادر

می فرمود با پدر و مادر صمیمی باشید و این کار اصلا سخت نیست. خودتان را برای پدر و مادرتان شیرین و صمیمی کنید و از محبت کردن به آن ها شرم نکنید. من سعی می کنم هر روز به پدر و مادرم سر بزنم و احوالشان را بپرسم. گاهی اوقات که مادرم در آشپزخانه است می روم و بر دستش بوسه می زنم و پدرم را که در اتاق دیگر است احترام می کنم و دستش را می بوسم و این کار را چند بار تکرار می کنم.

یک بار بوسه زدن بر دست پدر و مادر را تکرار کردم تا این که پدرم به من گفت: رضا بس کن ما را کشتی!

 اهمیت نماز اول وقت

در جلسه ای که با ایشان داشتیم برخلاف همیشه که آرام سخن می گفت، سریع تر سخن می گفت و عجله داشت در پایان جلسه فرمودند. سریع سخن گفتم چون به وقت نماز نزدیک شده ایم و باید به نماز اول وقت برسیم.

 ولایت مداری

استاد عاشق و شیفته ولایت بود و بسیار به رهبر معظم انقلاب مدظله العالی علاقه داشت و این علاقه در سخن گفتن و حالات ایشان تاثیر می گذاشت و همیشه از ایشان بالفظ حضرت آقا نام می برد.

 مبارزه با بدعت

ایشان خیلی سعی می کرد آگاهی بچه ها را نسبت به بدعت ها و انحرافات فکری و عملی بالا ببرد تا بی تفاوت نباشند. به طور مفصل از فعالیت خانقاه و صوفیه و فرقه های متعدد آن ها در شهرستان دزفول با ما سخن می گفتند.

سیاست

هیچ گاه دین را از سیاست و سیاست را از دین تفکیک نمی کرد. ایشان در عینه مومن و متدین بودن، در امور سیاسی بسیار آگاه و بصیر و هوشیار بودند و در این مسیر مخصوصا انتخابات خبرگان که چندی پیش برگزار شد ما را در انتخابی بهتر راهنمایی فرمودند.

 ما و محفل سخنرانی ایشان

در جلسه ای که با ایشان داشتیم گفتم: استاد احساس سردرگمی می کنم. فکر می کنم هر چه بیشتر جلو می روم کمتر موفق ام. انگار نمازم نماز نیست عباداتم روح ندارند. ایشان پرسیدند شما هیئت می روید. گفتم در شهر خودمان آری ولی این جا در حد نوار کاست و سی دی استفاده می کنیم. ایشان فرمودند: نه! شما اگر بتوانید جمعه شب ها به مسجد بیایید و در مراسم هیئت شرکت کنید جواب سوالات خود را می گیرید. گفتم: استاد ما شب ها اجازه نداریم از خوابگاه بیرون بیائیم اگر ممکن است با مسئوولان دانشکده در این مورد صحبت کنید. ایشان فرمودند نه زیرا سخنران خودم هستم. ما اصرار کردیم که در این مراسم شرکت کنیم و به لطف خدا و همکاری مسئوولان دانشکده توانستیم در این مجالس معنوی شرکت کنیم و به راستی جواب سوالاتمان را گرفتیم.

 آخرین وعده

این اواخر در خوابگاه در هر جمعی سخن از استاد ابوالقاسمی پور برده می شد. حتی دانشجویانی که با ایشان کلاس نداشتند دوست داشتند در جلسات ایشان شرکت کنند و به همین دلیل از ایشان درخواست کردیم برای رفع شبهات و پاسخ به سوالات دانشجویان جلساتی را برگزار کنند. مثل همیشه ایشان با کمال مهربانی پذیرفتند ولی افسوس... با رحلت جانگداز ایشان این جلسات هرگز برگزار نشد.

این سطرها تنها چند خاطره کوتاه ولی به یاد ماندنی از دانشجویان ایشان در دانشکده اصول دین بود که برای استفاده سایرین باز نشر شد.  امیدواریم رهنمودهایش را در مسیر زندگی به کار گیریم...




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : دوشنبه 91/9/27
 
 
 
هر کس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند؛ ما تمام آنچه در تئوری و خلأ بود در خاکهای شلمچه و طلائیه دیدیم، آنچه دیگران فقط شنیده اند ما در شبهای دردآلود با صدای ناله ها و سوز دلهای شیدایی شنیده ایم و دیده ایم، ما عشقبازی مجنون به دور لیلی را درجزیره ی مجنون زیر باران گلوله های که میلیمتری زمین را هدف گرفته بودند با چشم غیر مسلح دیدیم، آنچه منصور بر سر دار دید ما شبهای عملیات دیدیم؛ آن شوخی های شبانه و زمزمه ی قرآن دعا که در شب عاشورای حسین گذشت ما در شبهای عملیاتی والفجرها و رمضان ها و کربلاها دیدیم .
 
 
0 align= 0 align= a href= div class=/div theme-designer2 /div/divtd width=div class=bb td width= center td width= /div space/divtd width= td width= td width= td width= td width=/div /td valign= valign= icon2 icon2 backpb:ItemText//BlogpagingBlock/blogtagsblockdiv style=theme-designer2 pb:ItemText/p dir=/blogtagsblockdiv style=theme-designer2 p dir= /blogtagsblockdiv style=theme-designer2 /divpb:AuthorNamediv style=div class= pb:BlogDescription/divwidth:389px; overflow:hidden;0/BlogArchive copyright table border=padding: 7pxwidth:389px; overflow:hidden; table border= width:389px; overflow:hidden; table border=width:389px; overflow:hidden; table border=padding: 7pxwidth:389px; overflow:hidden; ¢div class= div class= /divm-p/div /div778 /div !---------- text ----------------------------

دریافت کد آهنگ

0rtl105/bodyrtl105/body