سفارش تبلیغ
صبا
 
 
 
اردو برای خودسازی

امشب میخواهم یکی از تجربه های شخصی ام را بنگارم

 آشکارا می گویم
می خواهم اردو های فرهنگی و جهادی و حتی تفریحی را بهترین بستر و بهترین موعد تربیت جوانان و نوجوانان و بهترین نیروها معرفی کنم
سختی سختی سختی ............. آسانی و آرامش و لذت 
این است معادله ما و چه شیرین است
من تجربه کرده ام در این 5 سالی که نوجوانان وجوانان همراهم اردو بوده اند ، هر اردویی که زحمت و سختی بیشتری داشته است خاطره شده و باعث تربیت و مخصوصا ومخصوصا محبت و صمیمیت بین نیروهاو خصوصا بین نیروها و مربی آنهاست که اساس کار تربیتی همین محبت و صمیمیت است.

 

بهترین نیروهایم در اردو جذب شده اند و از طرفی دیگر تنها اردوهایی برایمان خاطره شده و همچنین الان فقط بعد از 12 سال هنوز با دوستانی صمیمی هستم که در سخت ترین اردوها با همدیگر بوده ایم.

همه اینها را گفتم تا بگویم امروز که از برنامه یک اردوی فرهنگی وجهادی بر می گردم با گوله باری از تجربه و خاطره و محبت ؛ نتیجه این اردو را به جهت اینکه بواسطه این اردو بتوانم اهداف تربیتی و مدیریتی خود را در مجموعه ای که هستم بیش از پیش اجرا نمایم ، بسیار روشن روشن می بینم.

خودمانی تر بخواهم بگویم این است که رابطه ما با نیروها چند برابر صمیمی تر شده است.

اگر بخواهم خودرا تربیت شده تشکل های مذهبی بنامم(اعم از جلسات قرآن ، هیئت و...)که به جرات میگویم از اول دبستان تا کنون شب ها بعنوان نیروی ساده تا مسئول ومدیر با آنها در ارتباط بوده ام و خود را وامدار جلسات قرآن و مسئولین جلساتم می دانم ، می گویم

ما تربیت نشدیم مگر با اردوهایی که با مش سعید آقا مسئول جلسه مان در منطقه سردشت حدود 20 کیلومتر ا صبح با کوله باری از وسایل اردوهای هفتگی در کوهستان پیاده روی کردیم در حالی که فقط 13 سال داشتم. در ان سن و سال به چشم ببینی و بترسی که 2 تا از دوستانت را عقرب گزیده و همچنان باران می آید و یک هفته قرار است در چادر سوراخی زیر باران و در جوار عقرب ها زندگی کنی.

ما تربیت نشدیم جز اینکه در اردو 3 شبانه روز فقط تخم مرغ پخته می خوردیم.

ما تربیت نشدیم جر با اینکه در برنامه های نمایشگاه شهدا شبانه روز اونجا کار می کردیم و با دوستانمان بودیم. عید و تابستان و تعطیلات و ... را در نمایشگاه به گل بازی پرداخته بودیم و غذا فقط یک ساندویچ فلافل برای یک روز . حتی شبها به خانه نمی رفتیم. ممکن است بعضی به اینها تندروی بگویند اما نمی توان از نتیجه تربیتی آن غافل شد.

نقش تربیت هیئت را نیز هیچگاه فراموش نمی کنم. و این را مدیون دو دوست هستم که در دل دعایشان می کنم.

بله هیئت بود که ما را ساخت . بواسطه آن سینه زنی های طولانی و حروله و نعره ها و عاشقانه به صورت زدن ها تا پاسی از شب.

و دیشب چه زیبا بود در اردوی ما سینه زدن برای حسین.

و دیشب چه زیبا بود حروله کرده با نام حسین 

حسین حسین حسین 

صورتهای زخمی و موهای پریشان و گریبان های چاک زده و سینه های سوخته و ابروهای خونی 

والله اینها هستند که انسان را می سازند و 

حاج مهدی معتمد دیشب که می خواندی یاد خیلی از این چیزها افتادم که باعث این نگارش شده است . فکر نکنم در 2 سال اخیر اینگونه از هیئت لذات برده و عزاداری کرده باشیم.

دیوونه کربلاتم.........از بچگی مبتلاتم..........سینه زن روضه هاتم ..........مدیون چشماتم

نزاز بیفتم به پات بزار بیام کربلا 

دیشب در دل می گفتم که خدا کند که این را بخواند و خواندی:

عمریست گدای در میخانه عشقم زنجیر بیارید که دیوانه عشقم

  

و نعره های عارفانه یمان در جواب: 

لعن علی عدوک یا علی...................... اولی و دومی و سومی

  

آری نیم ساعت به صورت زدن با ذکر حسین و در حالی که حروله کنان بودیم اینها سازنده است و بهترین مکانش اردوی فرهنگی و جهادی است

چرا که در غیر از آن مکان مارا متهم به تهمت ها می کنند

. 

حسین همه آرزومه حسین رویای ناتمومه

 

 

به شرافتم قسم به پهلوی شکسته زهرای مرضیه قسم ، اگر دنبال راهی هستیم جهت تربیت نیروهای خاص و خالص جز این هایی که بالا گفتم راهی نمیتوانید پیدا کنید.

اری در هیئت های چند ساعته و اردوهایی که 12 ساعت 12 ساعت بدون آب و غذا پیاده روی دارد ، می توان تربیت کرد و تربیت شد.

و امروز ما نیاز داریم به محبت و صمیمیت و نمی توان جز با این راه های بالا این گنجها را بدست آورد و نیروهای مخلص داشته باشیم.

اردوی جهادی و فرهنگی قبل از اینکه خیر و برکتش به مردم برسد خیرش برای ماست که می توانیم تربیت کنیم و تربیت شویم.

البته خوانندگان محترم به ما ایراد نگیرند ما در طول سال هر شب جلساتی داریم که در آن مباحث اخلاقی سیاسی و اعتقادی و ... مطرح می شود و اینها مکمل آن خواهند بود.

بهر حال دوست داشتم از این شیوه قدیمی تربیتی بگویم. به نظر شما چرا در جبهه ها اینقدر سرعت رسیدن به خدا بالا بود؟ طرف بی نماز می آمد و بعد از 3 ماه در جبهه به نقطه اوج کمال انسانی یعنی شهادت می رسید.

به نظر من علتش سختی ها دشواری ها فضای عرفانی و کارهای جهادی بود که اینقدر به سرعت ، به خدا می رسیدند.

بهر حال انشالله دوستان اردو را تجربه کنند و احیانا اگر کسی دستش به جایی میرسه اردو برگزار کنند تا بتوان از تجربه شیرین آن استفاده نمود? 

معذرت می خواهم که اینطوری نوشتم. از نوشته خودم شرمنده ام . درسته فعل و آرایه درست وحسابی نداره ولی موضوع مهم و زیبایی هست و برای این گذاشتم اینجا




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : جمعه 90/1/12
 
 
 
هر کس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند؛ ما تمام آنچه در تئوری و خلأ بود در خاکهای شلمچه و طلائیه دیدیم، آنچه دیگران فقط شنیده اند ما در شبهای دردآلود با صدای ناله ها و سوز دلهای شیدایی شنیده ایم و دیده ایم، ما عشقبازی مجنون به دور لیلی را درجزیره ی مجنون زیر باران گلوله های که میلیمتری زمین را هدف گرفته بودند با چشم غیر مسلح دیدیم، آنچه منصور بر سر دار دید ما شبهای عملیات دیدیم؛ آن شوخی های شبانه و زمزمه ی قرآن دعا که در شب عاشورای حسین گذشت ما در شبهای عملیاتی والفجرها و رمضان ها و کربلاها دیدیم .
 
 
0 align= 0 align= a href= div class=/div theme-designer2 /div/divtd width=div class=bb td width= center td width= /div space/divtd width= td width= td width= td width= td width=/div /td valign= valign= icon2 icon2 backpb:ItemText//BlogpagingBlock/blogtagsblockdiv style=theme-designer2 pb:ItemText/p dir=/blogtagsblockdiv style=theme-designer2 p dir= /blogtagsblockdiv style=theme-designer2 /divpb:AuthorNamediv style=div class= pb:BlogDescription/divwidth:389px; overflow:hidden;0/BlogArchive copyright table border=padding: 7pxwidth:389px; overflow:hidden; table border= width:389px; overflow:hidden; table border=width:389px; overflow:hidden; table border=padding: 7pxwidth:389px; overflow:hidden; ¢div class= div class= /divm-p/div /div778 /div !---------- text ----------------------------

دریافت کد آهنگ

0rtl105/bodyrtl105/body