سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 
 
 
شبی بی همتا

ین شب ها شب های خاصی است شب هایی استثنائی و بی نظیری است

در این شب ها سر نوشت آدم ها بر سال آینده رقم می خورد

تو این شب ها امام زمان باید دوباره پرونده ما را امضا کند.

اما وای بر اون لحظه ای که وقتی نگاه ارباب به پرونده ام می افتد دو دستی به سر خود بزنن بگن رفیق تو دیگه چرا؟ تو که روضه خون مجلسام بودی تو دیگه چرا؟ تو دیگه چرا نتونستی خودتو کنترل کنی

ترسم از اینه که آقا منو واسه خودش انتخاب نکد! ترسم از اینه که وقتی می خواهد سرنوشت من را امضا کند برای  سال آینده من را به شیاطین دورون و برون بسپارد.

ترسم از این است که وقتی نگاهش به اعمال می افتد اشک در چشمانش حلقه زند از من روی برگزداند.

وای بر من ، وای بر من ، وای برمن و وای بر اعمال من

میوه دل فاطمه ، مهدی جان

ارباب خوبم می گن آقا وقتی شما کسی رو واسه خودتون انتخاب می کنید گوشه ای از غم های خودتونو به او می دهید. آقا جان من هم بی صبرانه مشتاق آنم تا غمخوار شما باشم

غمخوار تنهائی هایان ، عم خوار زجر هایتان ، غمخوار مصبتهایتان در ایام فاطمه و محرم.

ای خدای مهربان ؛ اما اینک که به من فرصت حرف زدن داده ای ، بگذار بگویم این شب ها من خودم را زیر قرآن پنهان کرده ام ، تو را به قرانت قسم می دهم الله

 

مرا برای مهدی فاطمه هزینه کن

آمین




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : سه شنبه 86/7/10
امام رضا(ع)

پنجره فولا رضا برات ککربلا میده           هر کی میره کرببلا هز حرم رضا می ره

وقتی که داری در خیابان امام رضای مشهد قدم بزنی یه دفعه دم دم های اذان صدای اذان مغرب بلند می شه. سر بلند که میکنی یه دفعه نگاهت به گنبد با صفای و نورانی اربابمون امام رضا میفته. با اون دوتا گلدسته قشنگش.

اعتقاد من یکی اینه که وقتی می خوای وارد حرم بشی و داری زیارت نامه و اذن دخول می خونی اونقدر دم در حرم بایست تا گریت بگیره . اگه گریت گرفت بدون اذن دخول داری و اگر گریت خدای ناکرده نگرفت از همون جا برمی گردی می ری تو یکی از اون ایوون ها می شینی انقدر التماس آقا می کنی ، انقدر با آقا درد دل کن تا گریت بگیره و اذن دخول رو بگیری

نگات به صحن و سرای آقا  که میفته اون ایون طلا رو که میبینی دوست داری اونجا انقدر سینه بزنی تا بمیری اونقدر اشک بریزی و گریه کنی تا کبوتر بشی و پرواز کنی
آخه امام رضا عجب صفا و جلائی داره ، ارباب ما عجب صحن و سرائی داره ، انام بمیرم که اقامون غریبه اخه کمتر کسی حرفشو میفهمه

در موج غصه ها بطلاطم کشیده کارم                 غیر از حریم تو من پناهی دگر ندارم

تو ناجی و این دلم میون طوفان اسیره              فقط توی کربلا این دلم آروم می گیره




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : یکشنبه 86/6/4
عاشقانه پر زدن

السلام علی الحیسن و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و علی العباس اخ الحسین

امشب مورخ 13/5/86 شنبه شب از ساعت 9 تا 10:30 دقیقه هیئت بود. امشب یه جورائی خیلی عجیب بود . تو هیئت بعضی از بچه هائی که حتی به قیافشون نمی اومد هیئتی باشن اومده بودن خالصانه سینه می زدن. خوب دیگه این خاصیت مجلس آقا ابی عبدالله است که همه بچه ها خوب و بد و پیر و جوون یه شب دور هم جمع می شن نوکری آقا رو می کنن.
هیئت اومدن از نظر من یه توفیق که خدا به هر کسی نمی ده. هر موقع دیدی یه هفته است  که واست جور  نشده بری هیئت در صورتی کههیئت رایت العباس دزفول همیشه هیئت بودی بدون یه خطائی کردی که آقا چون دوست داره می خواد ادبت کنه. امشب یکی از بچه ها من میگم یه جورائی _اون تیپی _ رفته بود پشت ستون جائی که کمتر  کسی اونو می دید مخلصانه واسه آقا سینه میزد. هی سینه میزد هر گریه می کرد هی گریه می کرد هی اشک می ریخت و فریاد میزد. یه لحظه از خودم که تو حلقه وسط بودم خجالت کشیدم. شنبه شور و مستی است . عشق است هیئت رایت العباس آقا حضرت عباس . بازم می گم. هیئت اومدن توفیق رفقا . یادتون نره

یاعلی ندد

عبد الحسین 13/5/86




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : یکشنبه 86/5/14
بگذار این سالهای حرام بگذرد

دست دارم اولین پست وبلاگمون درباره اربابمون مهدی فاطمه (عج) و جد غریبش حسین (ع) باشه پس :

بشنو از نی چون حکایت می کنداز جدائی ها شکایت می کند

چیزی ازحادثه عظیم عاشورا نگذشت که مختار ثقفی قیام نمود و هر کسی را که در مقابل حسین علیهالسلام ایستاده بود ـ حتی آن که در تجهیز سپاهیان، نقشی به عهده داشت
به جزای عمل زشت خود رساند. اما آرزوی حسین علیهالسلام فراتر از اینها بود، او رفع همه و همیشه ظلم را میخواست و این، روزی است که نه فقط قرآن و عترت علیهمالسلام که تمامی انبیا و اولیاء حق آن را وعده دادهاند. پس یقینا این همه ظلمها و ستمها و نامردمی های دشمنان حسین علیه السلام بی جواب نخواهد ماند و روزی خواهد آمد که همه ظلمها و جورها و بی عدالتی ها برای همیشه تاریخ خواهد شکست و این چیزی است که نماد آن در صورت بیرقی سرخ، بر گنبد مطهر حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام خودنمایی می کند
.
مرحوم شریعتی میگفت: سران قبیله های عرب، آنگاه که جنگی مابین دو قبیله درمیگرفت، چون به ماههای حرام بر میخورد و مجبور میشدند بنابر رسمی که داشتند، جنگ را متوقف کنند بر فراز خیمه بزرگ قوم خود، پرچم سرخی می افراشتند؛ معنی این، آن بود که هر کس این بیرق سرخ را می بیند بفهمد که مابین این دو قبیله جنگ هنوز هم برقرار است منتها باید این ماههای حرام بگذرد تا سکوت حاکم، به جنجال مبارزه این دو قوم بشکند. اینک آنها که به کربلا میروند میبینند که گویی جنگ پایان یافته و سکوت مبهمی بر صحنه جنگ سایه افکنده اما ناگاه چشمشان به پرچم سرخی میخورد که بر بالای قبّه آرامگاه حسین علیهالسلام در

اهتزاز است و گویای این پیام تنبّه آفرین است که «بگذار تا این سالهای حرام بگذرد».

و به نظر من این امیدوارکننده ترین و خط دهنده ترین حدیث عاشوراست که لاجرم به دست فرزند منتظرش ـ آن موعود یگانه و آن پنهان بیکرانه ـ به تحقق و عینیت خواهد پیوست و همه ظلم در برابر همه عدل ریشهکن و نابود خواهد شد.

آری! باید این سالهای حرام بگذرد؛ سالهایی که زمینه رشد و تکامل توده هاست؛ دورانی که وعاء دگرگونی امتهاست و جوامع مسلمان را وظیفهای نیست جز رشد و توسعه کیفی خویش، و تکلیفش در برابر جوامع کفر و ظلم و استکبار چیزی نیست مبارزه منفی ـ و نه جهاد ابتدایی ـ (و البته این با دفاع از حریم در صورت تهاجم بیگانگان منافی نیست)
بدون گذشت این زمانها و پختهشدن مردمان و بالارفتن رشدفکری و ثبات عقاید و تثبیت و تحکیم اصول و ارزشها و از طرف دیگر ظهور بدعتها و به نهایتِ خود رسیدن ظلمها و شقاوتها و... انقلابی دیگر میسور نخواهد بود چرا که بالا گرفتن ظلمها و تعدیها و ظاهرشدن جورها و نامردمی ها به رشد فکری جورشکنها و ظلم ستیزها میانجامد، چه آن که تاریخ نشان داده است با تقویت یافتن یزیدیان، روح مبارزه حسینیان به بالاترین مرتبه خود خواهد رسید و نهایتا منجر به شکست باطل خواهد شد و حکومت جهانی موعود همه نسلها و عصرها برقرار خواهد گردید .

عبد الحسین 13/5/86




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : شنبه 86/5/13
<      1   2      
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
 
 
 
هر کس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند؛ ما تمام آنچه در تئوری و خلأ بود در خاکهای شلمچه و طلائیه دیدیم، آنچه دیگران فقط شنیده اند ما در شبهای دردآلود با صدای ناله ها و سوز دلهای شیدایی شنیده ایم و دیده ایم، ما عشقبازی مجنون به دور لیلی را درجزیره ی مجنون زیر باران گلوله های که میلیمتری زمین را هدف گرفته بودند با چشم غیر مسلح دیدیم، آنچه منصور بر سر دار دید ما شبهای عملیات دیدیم؛ آن شوخی های شبانه و زمزمه ی قرآن دعا که در شب عاشورای حسین گذشت ما در شبهای عملیاتی والفجرها و رمضان ها و کربلاها دیدیم .
 
 
0 align= 0 align= a href= div class=/div theme-designer2 /div/divtd width=div class=bb td width= center td width= /div space/divtd width= td width= td width= td width= td width=/div /td valign= valign= icon2 icon2 backpb:ItemText//BlogpagingBlock/blogtagsblockdiv style=theme-designer2 pb:ItemText/p dir=/blogtagsblockdiv style=theme-designer2 p dir= /blogtagsblockdiv style=theme-designer2 /divpb:AuthorNamediv style=div class= pb:BlogDescription/divwidth:389px; overflow:hidden;0/BlogArchive copyright table border=padding: 7pxwidth:389px; overflow:hidden; table border= width:389px; overflow:hidden; table border=width:389px; overflow:hidden; table border=padding: 7pxwidth:389px; overflow:hidden; ¢div class= div class= /divm-p/div /div778 /div !---------- text ----------------------------

دریافت کد آهنگ

0rtl105/bodyrtl105/body