سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 
 
 
رب اشرح صدری

با همه لحن خوش آوایی ام

در به در کوچه تنهایی ام

امشب دلم به اندازه عالم گرفته است...

مومنین آخر الزمانی تا کی ... تا کی ...

نگاهی هم نیم نگاهی هم به دل دردمند فرزند زهرا...

ما که شیعه مولاییم ... آنجا که تنها محرم رازش چاه بود فی العین قضا و فی الحلق شجاء

اری خیلی حرفاها و خیلی چیزها برای گفتن نیست... باید سکوت کرد ... باید سر در چاه کرد...

اینجا هم نمیتوان گفت.

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد

به هوای دیدن تو هوس ...

*********

ساقی امشب باده  از بالا بریز                     باده از خم خانه مولا بریز
باده ای بیرنگ و آتشگون بده                      زانکه دوشم داده ای افزون بده
ای انیس خلوت شبهای من                       می چکد نام تو از لبهای من
محو کن در باده ات جام مرا                         کربلایی کن سرانجام مرا

عزیزی می گفت روزی گریه محرم را قبل از محرم می دهند. پس برام دعا کنید.




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : جمعه 90/8/20
خویشتن خویش در وانفسای دل تنگی ها

به نام خدای آنانی که صلاتشان دردهایش را می زداید...

آنگاه که خویش را فرا روی خویش قرار می دهیم و اجازه خلوت خودمان را با خودمان اجازه میدهیم و از هر چه قیل و قال و هیاهوست فارغ می گردیم ، آرام آرام سوسوی خود و فرا خود وجود را به محکمه ای محکمه پسند می کشانیم ، که آنگاه است حسن های به واقع حسن و قباحت های وجود ، حضور می یابند و جولان می یابیم  و حساب و کتابی درست از داشته ها و نداشته هایمان رقم زنیم ؛ که چه خوش است راستگو بودن با خود ، که دورغ گویی خویش بر خویش گناهی نابخشودنی است که آنانی که خودشان را از خودشان کتمان و پنهان می کنند و جسارت و جرأت دیدن حقیقت و واقعیت خویش را ندارند چگونه می توانند در ابتدای حوادث شیرین و تلخ روزمره کمرشان نشکند و آنی شوند که باید بشوند یا آنی بمانند که باید بمانند.

اما قسمت جالب داستان از انجا آغاز می شود که در این عصر مدرن و پست مدرن که همه و همه بر علیه سکوت و تنهایی و تدبیر و اختیار و در یک کلام آرامش  به پا خواسته اند ، چگونه می توان در زیر آوارهای هر روزه ، خودمان را بیابیم و حال و احوالی با او (خویشتن) کنیم ، خودی که گاه ماه ها و ماه ها دیدارش نمی کنیم ، دردها و فریادها و اشکهایش را نمی بینیم و دست محبت بر سرش نمی کشیم ، اما دروغ ها حواله اش می کنیم ، فراموشش می کنیم ، به هیچ معامله اش می کنیم و در این مصیبت عظمی است که خاموش همه چیزمان را میبازیم بی آنکه بفهمیم و بدانیم آنی که بر درون خودش اراده ندارد و در ائینه وجودی خویش توان نظاره شدن خویش را ندارد ، بر خویشتنش اختیار و اعتباری مترتب نمی شود ، که آنانی که اختیار ندارند نه انسانند بلکه به انسانیت متهم گشته اند که قدر و ارزشی ندارند که «کل نفس بما کسبت رهینه» .

باید دانست آنانی که دلشان برای خودشان تنگ نمی شود و در آوار حوادث و پیشامدها گم می شوند و خودشان را نمی بینند یا اگر می بینند نمی شناسند ؛ همانانند  که خطابه رب العالمنی منسوخشان می داند که :

«ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه و لهم عذاب الیم»

که اینان همانانند که نمی فهمند و نمی بینند و نمی دانند که چگونه است جوانمردی و مروت از برای خویشتن خویش نداشتن.

چه زیبا فرمود آن صحابی ، بوذر غفاری :

که به عزیزترین کس خود ظلم نکنید و بدانید عزیزترین کس هر شخص ،خودش می باشد به خودت ظلم نکن.

و اما

برای راهایی و رها شدن از هرچه تاریک  سخیف است و پناه بردن به هر چه لطیف است و نورانی ؛ می طلبد در لحظات بارانی دل و شکستگیهایش خویش را بشکنیم و ذره ذره خود را در آئینه وجود خویش بنگریم و بیابیم و با شناخت و شناخت ، دوباره بسازیم ، بسازیم ؛ تاش اید آن همه ویرانی که حاصل ندیدن خویش و بالبع ظلم کردن بر خویشتنمان بوده است؛ آبادگردد و روشن است که ابادی و آبادانی به بار نمی شنشیند مگر قدر خویش و را قدر بدانیم و باز پایان به آن جمله می رسم که همیشه برای دوستان و متربیان لقلقه زبانم بوده است : که در جرعه جرعه تنهایی هایت قدر خودت را بدان

حاشیه و تکمله جرعه جرعه تنهایی برای مربی عزیزم




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : چهارشنبه 90/4/1
درد دل بلند بلند

بسمه تعالی

امشب دلم به اندازه عالم گرفته است     چاره اش الا بذکرالله تطمئن القلوب است

بارها گفته ام ؛ المومن کیس ـ مومن باهوش است ـ آری چند شب پیش بود که ماجرای دختری را دیدم که در این شبهای محرم با دوستش در اتاق رفته و ترانه را بلند کرده اند و می رقصیدند. تعریف کردن این قصه برایم ملال آوراست. یا اینکه در روز عاشورا زنان شیطان صفتی را دیدم که صرفا برای گمراهی جوانان خود را آرایش کرده بودند که حتی در برخورد اتفاتی با یکی از آنان به سادگی می شد نگاه ملتمسانه و یا بهتر بگویم گدایی محبت و توجه را از چشمانش خواند. آری از بین آن نگاه ملتماسانه و بین اینهمه تناقض دین و رفتار انسانها دچار تحیر شده ام. قبل از اینکه به تحلیل این موضوعات بپردازم الان دوست دارم فریاد بزنم الهی من لی غیرک – خدایا در گرفتاریهای آخرالزمان چه کسی غیر تو پناهگاه من است.

در بین بسیاری از خانواده ها این رسم شده که دیگر حرمت بین محرم و نامحرم از بین رفت است. دختر عمو و پسر عمو بسیار راحت با هم ارتباط دارند. زن داداش و خوار زن و دختر خاله و... معنایی ندارد. و خانواده هایشان بدون کمترین اعتراض از آنها حمایت می کنند. حتی من دختر عمو و پسرعمویی را سراغ دارم که در آغوش همدیگر عکس یادگاری می گیرند و به بدون هیچ ابایی به پدر و مادرهایشان نشان می دهند. دخترانی که داشتن دوست پسر برایشان افتخار محسوب می شود و بسیار از آن استقبال می کنند و پسرانی که احساسات این دخترانی اغفال شده را علنا و آشکارا به بازیچه می گیرند و در پشت سرشان به ریش نداشته آنان می خندند.

مانتوهای کوتاه و روسری های توری و آرایش های غلیظ و موهای فشن و در کل ظواهر سکسی را می توان سوغات غرب برای جوان عزیز اما بی بصیرت ما دانست. وقتی مومنی از هوش خود استفاده نکند و ابزار بی نظیری مانند توکل به خدا را فراموش کرده و به دست نسیان می سپارد و اغوش خود را باز و چشمان خود را می بندد ، نتیجه ای بهتر از این دستگیر آنان نمی شود.

آری من می خواهم بگویم آغوش باز جوانان برای افکار و ایدئولوژی های نو را باید غنیمت دانست. مسلما شهوت غریزی انسان باعث می شود که آدمی چشمان خود را در موقع به آغوش کشیدن این افکار و ایده ها ببندد و آنچه که ما وظیفه داریم این است که با سلاح عقل و علم این چشمان را باز نگه داریم  تا هر چیزی را کورکورانه انتخاب نکند.

من به این اعتقاد دارم که وقتی دختر و پسری را با تیپ مد روزمی بینیم نباید فکر های آنطوری و بدگمانانه به آنان داشته باشیم چرا که اکثر آنان از روی فرهنگ خانوادگی خود اینگونه لباس می پوشند و رفتار می کنند ؛ که دلیل بر بدی آنان نیست بلکه باید الگوی درست به آنان معرفی شود.

بخدا جوانان و نوجوانان ما بد نیستند. آنها بهترین های تاریخ اند. هر موقع به پای صحبت جوان و نوجوانی که با تیپ های مد روز می نشینیم می بینیم قلبشان آکنده از احساس است.

اعتقاد من این است که همه این اتفاقات بالا بخاطر عدم آگاهی آنان است ، دوست داشتم یک ساعت با دختری که در ایام محرم با آهنگ می رقصید صحبت کنم قلبم گواهی میداد او به اشتباهش پی می برد. آری آنان آگاهی لازم را ندارند.

پدری را می شناسم که مدام تهمت بی دینی را به پسرش می زند بخاطر آنکه نماز صبحش قضا می شود. آن پسر نماز ظهر و عصر و مغرب و عشایش را می خواند و فقط صبح ها نمی توانست بیدار شود. حملات آن پدر به پسرش و برچسب هایی چون بی دینی و ریاکاری و بی غیریتی را که به او می چسباند ؛ قلبم را جریحه دار می کند. در صورتی که اعتقاد من این بود که نه آنکه آن پسر حال نماز خواندن ندارد بلکه بخاطر اینکه شبها دیر می خوابید صبحها نمی توانست بیدار شود والا سایر نمازهایش را مرتبا می خواند. حتی به من می گفت با این رفتار پدر مذهبی ام دیگر دارم از نماز متنفر می شوم و فقط اگر اعتقادات خودم نبود دیگر نماز نمی خواندم. او می گفت من نماز را دوست دارم اما هر گاه شبها دیر می خوابم نماز صبحم قضا می شود و مورد حملات لفظی پدرم قرار می گیرم.

رفقای عزیز این دنیای ماست. بخدا جوانانی که بعضی ها تهمت بی دینی به آنها می چسبانند ، از دین اطلاع ندارند. اگر محتوای واقعی دین را بدانند انها نیز با آنهمه احساس پاک و فطرت خداجوی خود گرایش های دینی پیدامی کنند.

خیلی دردم می آید وقتی می بینم جوانانی که با رفتارهای غیر دینی مورد حمایت پدر و مادر قرار می گیرند. این قلب من آکنده از این قصه هاست که صلاح بر آن است بیان نشود. چون ممکن است صاحبان این قصه ها خود خوانندگان این مطالب باشند و موجب اذیت خاطرشان شود.

در پایان باید بگویم دفتارهای ضد دینی جوانان و نوجوانان یکی از مهمترین دلایلش رفتار نامناسب مذهبی ها وعدم آگاهی رسانی صحیح آنان است. آنجایی که وقتی من 10 دقیقه با نوجوانی که با دیدن فیلم های منفی اغفال شده بود ، صحبت کردم و اشکهایش از گون سرازیر می شدو می گفت برای من پشتیبانی نبود تا راحت به او بگویم در این چاه افتاده ام و وقتی می بیند که کسی نیست او را از این چاه بیرون بکشد سعی می کند با اعتماد به نفس تمام و با راضی نمودن نفس خود راه ضلالت بیشتر بپیماید.

از دیگر دلایل آن رفتار نامناسب والدین است. آنجایی که باید فرزندان خود را تشویق و یا توبیخ کنند اشتباه میکنند. وقتی پدر می بیند که دخترش با آرایش غلیظ و با تن نیمه عریان در یک جشن عروسی در میان مردان حضور پیدا می کند و از سوی والدینش هیچ توبیخی نمی شود مسلما کار را از این هم بدتر می کند. (بخدا چیزهایی در دل دارم که جرأت گفتن ندارم)

خوب برادر من این عفت دختر تو را از بین می برد. دختر و یا پسری که تا قبل از ازدواج با هزاران نفر ارتباط داشته و چندین نفر مو و بدن او را دیده اند دیگر ازدواج و محصور شدن فقط برای یک نفر برای او چه معنایی دارد. عزت دختر از بین می رود چرا نمی خواهیم این را باور کنیم.

این جمله را از زبان دختر جوانی شنیدم که به من گفت «امروزی فکر کن». و فقط با گفتن چند جمله توانستم او را در فکر فرو برم. دختران و پسران ما نمی دانند امروزی ترین تفکرات با آرامش زیستن و مطمئن بودن را باید در دین جست و جو کنند نه در ترانه خواندن ها و فیلم های نیمه سکسی و مغرضانه حرام زادگان غربی.

هرباری که پیشینه یکی از چهره های معرف و محبوب به اصطلاح هنری غرب را برای بچه ها تعریف می کنند. محبوبیت او تبدیل به منفوریت می شود.

سوم دلیلش به عقیده من عدم تفکر در مضامین عمیق دینی است. یا می توانم بگویم عدم دین فهمی صحیح است. جوانان ما نمی دانند که بر آنهاست که در مورد پایه و اساس دین تحقیق کنند و دریابند که هنجارهای دینی چه دلایلی دارند.

حضرت آقا مدام می گویند بصیرت جوانان بصیرت خود را افزایش دهید. و واقعا مشکل گشای ما این است و جز این نیست.

 

در پایان از تمامی جوانان و نوجوانانی که مطلبم را می خوانند عاجزانه تمنا دارم اگر این احساس نیاز در وجودشان هست ، که نیاز دارند با یک فرد مطمئن و بی تعصب و بی طرف در زمینه مسائل دینی مشورت کنند،بنده در خدمتشان هستم.

امیدوارم بخاطر پریشان نویسی بنده را عفو کنید.

احسان روشن نیا 09169407020(فقط پیامک)

 




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : یکشنبه 88/10/20
شیعیان بخوانند!!!

توی این دور و زمونه خیلی باید مراقب رفتارمون باشیم بخدا آی شیعه ها

گنده کاری های منو و تو رو چماق می کنند تو سر علی (ع) می زنن.           احسان روشن نیا

علی(ع)  که خطبه بی الف داره

علی(ع)  که خطبه بی نقطه داره

علی (ع) که از طرق آسمان نسبت به طرق زمین آگاه تره

علی(ع)  که ستون آسمانها و زمین است

علی (ع) که عرب هر چه دارد از اوست

علی(ع)  که وصی پیامبره و هزاران معجزه و کرامت از علی دیدند

بخدا دارن به ریش علی(ع)  می خندن.

خیانتی که شیعه ها به تشیع کردند ، سنی ها نکردند.

پشت تربیون ها هم که نمی گویند. توی تلویزیون هم که این حرفا جاش نیست ، تو سریالها هم که جای حرفای دینی نیست تلویزیون رو فقط گذاشتن که سریال درست کنند ؛ دنبال ناموس مردم ، عشق بازی و دختر بازی رو یاد مردم بدهند . سریال های ایرانی که کاری با دین نداره ، خاک  توی سر من ایرانی بکنن که ترکیه ای که ادعای لایکی می کند ؛ بیا ببین سریال درست کرده «کلیدهای اسرار» ؛ هر برنامه ای نتیجه اش ارتباط با خداست. لایکی ترکیه سریال درست می کنه و کار فرهنگی می کنه و ما هم کار فرهنگی می کنیم «عشق +2» ؛ همش سر یک زن دعواست .

آقای رئیس صدا و سیما ؛ شما صدا و سیما را تبدیل به شبکه Spice Platinium کردید! XXL جلوی شما به زانو درآمده! Multivision 1 از وقتی برنامه های شما رو دیده از روی هاتبرد رفته شاید جای دیگه ای بتونه ملت اونجا رو ارضا کنه . آبرومون رو بردین زیر بار هم نمی ریم و نمی رن و قبول نمی کنن که آبرو بردن ؛ ژاپنی ها باید بیان سریال درست کنن «جواهری در قصر» که در هر برنامه ای صدها درس اخلاق و زندگی بدن ،‌ ما هم سریال درست می کنیم .

 شیعه هم عمامه سرش می زاره دانشجوی مملکت شروع می کنه با لباس پیغمبر رقاصی کردن . این شیعه این هم سنی ؛ این بالباس پیغمبر بزرگترین جسارات رو می کنه. اینا همش آثار لقمه حرام است .

 نه دیگه حرمت عمامه سرمون می شه نه دیگه سید و شیخی می فهمیم نه حرمت منبر سرمون می شه ، شما بیا ببینید با سبک روضه سیدالشهدا مزخرف ترین اشعار خونده می شه . الله اکبر...

تو اگر آب نمی یاری کوزه هم مشکن 

توددیگه آب تو آسیاب دشمن نریز آقای رئیس وزارت خانه ارشاد (مخصوصا رئیس دولت قبلی). شوخی شوخی با لباس پیغمبر هم شوخی . بابا یه مرزی بزارین توی شوخی هاتون ، بابا یه حد و حسابی قائل باشید .

الان برو بلوتوث ها رو نگاه کن. بدترین الفاظ و بدترین فحاشی ها ؛ اینا شده محل تفریح جوانان .

تو روضه ها هم که نشستن باز بلوتوث میکنن. تو روضه هم بلوتوث بازی.

علی(ع)غریبه ، علی(ع) تنهاست . چی از جون علی(ع) می خاین آی شیعه ها ...

برید بهائی بشید تو رو بخدا ، برین سنی بشن تور و به امام حسین... چی از جون علی (ع)می خواید ...

برید ... گرون فروشی که می کنی ، هر کاری که دلت می خواد می کنی ، مطرب هم که میاری ، اون عقدت... ، اون عروسیت... ، اون پارک رفتنت... ، اون کسبت... ، اون کارت... ، اون ریختت... ،  اون قیافت... ،  اون درس خوندنت... ،  برین کنار که حداقل آبروی علی(ع) رو نبرین .

از کجا بگم و چی بگم . چی از جون امام زمان(ع) می خواید ما که از غم کشتیمش.

اگه آی جوون و نوجوون امام زمانی(ع) که میای در خونه مهدی فاطمه(ع)

نگاهت رو ، کلامت رو ، کامپیوترت رو، موبایلت رو ، ماشینت رو ، اتاقت رو ، خونت رو ، زندگیت رو امام زمانی (ع) کن..

در هر ماشینی رو باز می کنی یه عروسک سگ یا یه عروسک گربه زیر آیینه هاتونه... . 

به کجا دارین کشیده می شین . چه خوب بود مردم وقتی ماشین میخریدن یه «ان یکاد...» یه «اباصالح»ی می زاشتن به آینه اش.

نه موبایلامون بوی امام زمان(ع)  می ده نه زندگی مون ...

این همه گناه کردیم به کجا رسیدیم .

الان دخترخاله با پسرخاله می رقصه... . الان دختر شیعه رو سر لخت ، بزک کرده ، آرایش کرده ؛ با بدن برهنه ، جلوی این همه نامحرم میارن . اون وقت بهش می گی توکی هستی ...؟ میگه من شیعه امام زمانم .

امام زمان(ع) از دست رفتارهای منو تو شیعه دلش خون است... .

ببخشید اگه بعضی جاها تند صحبت کردم . اینا حرف دله که باید زنده شه.

یاحق - احسان روشن نیا

 

 




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : یکشنبه 87/11/20
یاداشت دوستانه

با سلام به همه رفقا

اگه اون مطلب «درباره خودم» توی این وبلاگ رو خونده باشی متوجه می شی که مطالب اینجا فقط دلنوشته ها و نتیجه مطالعات منه و معمولا جای دیگه مطرح نمی کنم.  

یه چند وقتی بود متاسفانه اصلا نمی تونستم به خودم برسم و به دلم رجوع کنم و خلاصه برات بگم به خودم برسم . دلیلش هم فقط این دغدغه ها و درگیری های این دنیای لعنتیه.

اما...

بحمد الله امروز به لطف دوستان یکم از این دغدغه های ما کم شود و به یه آرامش روحی نسبی رسیدم و می خوام به خودم برسم. من اعتقاد دارم و عادت دارم که وقتی می خوام دلنوشته بنویسم و یکم درد و دل کنم باید یه آرامش کامل روحی و فکری داشته باشم. متاسفاتنه تا بحال فراهمبود واسه همین اصلا سراغش نیومدم.

ولی الان که یه مقدار دلمشغولی های دنیایی ما کمتر شده بتونیم یکم به دلمون رجوع کنیم و از نوشتن آرامش بگیریم.

ان شالله فردا شب با یک مطلب در باب ماه رمضون همتونو مهمون می کنم.  




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : سه شنبه 87/6/26
بازی دنیا

امروزدر زندگی مادی امروز ، دغدغه همه انسانها ، فقط و فقط دغدغه های مادی است. دغدغه هائی که می تواند انسان را از آرامش دورسازد ،انسانها ازدغدغه های معنوی لذت می برند. اما فقط فکر مادیگری است که می تواند انسان قرن21را بیازارد ؛ فقط فکرمادیگری.

آنهائی که آرامش جسم را فدای آرامش روح می کنند ، از زندگی خود لذت نمی برند وبدجوری این دنیا را باخته اند ، حتی جهان دیگر را هم باید فراموش کنند.اما آن دسته ای که راحتی جسم را در محضر آرامش روح قربانی می کنند، برنده بازی دنیا هستند.

بنده عاشق شوریدگی درون برای رسیدن به آرامش برون هستم.بعدا بیشتر حرف می زنیم. اما این راهکار قرآن را فراموش نمی کنیم:

الا بذکر الله تطمئن القلوب




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : دوشنبه 87/5/21
درد دل یه عاشق

سلام عزیز دلم مهدی جان

دردانه علی اول از هر سخن از تو می خوام آقا جسارت های ما را به ندیده بگیری. آقا جان نکند می هم بمیرم و روی قشنگ شما را نبینم . نکند من هم بمیرم و آن دنیائی شرمنده مادرت فاطمه باشم .

نکند برای من هم رفتن را خواتی قبل از وصال

آقا جان ارباب مهربانم

می دانم دلت برایمان تنگ شده . می دانم برای عاشقانت گریه می کنی . برای غربتت گریه می کنی امام مهدی فاطمه گوشه ای از این غربتت ، گوشه ای از این غم هایت را از قابل می دانی به هم بچشان

من دوست دارم غم خوار تو باشم . من دوست دارم برای تو غم بخورم برای تو گریه کنم برای تو شاد باشم . برای توبمیرم .

مهدی فاطمه هر هفته جمع می شویم . از تو می گوئیم. از آمدنت از بهارت و کی شود آقا بیائی

نکند که ما هم مثل شیخ رضا جوان ناکام از دنیا برویم.

غلام آستانت. احسان




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : پنج شنبه 86/9/29
نفسم تنگ آمده

---

 

 

 

 

 

 

 

 

 




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : دوشنبه 86/9/12
باید به خودت بیای!!!
 

بعضی وقتا خواسته های آدم براش اونقدر مهم میشه

که حاضر براش هر قیمتی بپردازه ...

مثلا با یه مشکلی رو برو می شه....

می خوادحل شه.....

اما هر چی تلاش می کنه بش نمی رسه ....

به جائی می رسه که میبینه دیگه کسی نمی تونه

کمکش بکنه

 جز خدا ...

میاد مومن میشه .....

گدا میشه ....

در خونه ی خدا با حال خاصی زار میزنه ...

خلاصه یه عارف کاملی میشه برا خودش و

 دیگه یه حال و هوای خاصی داره ...

یه مدتی به همین منوال میگذره ..

میبینه خبری نشد.....

به عشقش نرسید ..

بازم زار میزنه ...

خدا رو قسم می ده که حاجتش رو برآورده کنه......

اما میبینه که نه مثل اینکه خدا بی خیالش شده ...

انگار هر چی بیشتر داد می زنه و گریه می کنه

خدا کمتر جوابشو می ده ....

میاد با خدا قهر می کنه ....

لجبازی می کنه ......

می ره و یه مدتی پشت سرشم نگاه نمیکنه ....

دیگه نمیاد در خونه ی اوستا کریم .....

هنوزم با خدا قهره ....

میشینه با خودش خاطراتشو مرور میکنه ....

کجاها با هم رفتن.......

دعواها .....

قهرها.....

آشتی ها .....

یه دفعه می بینه که انگار داره اوضاع ردیف میشه ....

خبرای خوب می شنوه .....

امیدوار میشه ....

میبینه که داره جریان  ردیف میشه ....

خوشحاله و سرمست .....

دیگه تو پوست خودش نمی گنجه ......

می خواد از خوشحالی بال در بیاره .....

با خودش می گه :

ایول به خدا ....

با اینکه من باش قهر کردم بازم هوامو داشت و جریانمو ردیف کرد ...

یه دو روز میگذره ...

یه دفعه یه خبر بد می شنوه ...

دوباره همه چی به هم خورد .....

دوباره نشد ....

دوباره روز از نو روزی از نو ...

می گه :

 اه به این خدا ...

داشت کارم ردیف می شد ...

الکی گفتم خدا بود....

اونم به خودش گرفت و حالمونو گرفت ...

بابا ما اصلا نخوایم خدا رو ببینیم کیو باید بینیم ....

نخوایم خدا بهمون کار داشته باشه چیکار باید بکنیم ؟

خلاصه زیاد ازین شر و ور ها میگه ...

به خدا فحش می ده و ......

اما صد افسوس .....

و هزار افسوس .......

و هزار هزار افسوس.....

ای کاش فقط یه دقیقه میشست و فکر میکرد .....

فقط یه دقیقه .....

که چرا خدا داره باهاش اینجوری میکنه .....

وقتی میگه خدایا، جوابی نمیشنوه...

اما وقتی قهر میکنه همه ی کاراش ردیف میشه ....

خب اگه اینجوریه همه برن با خدا قهر کنن و حاجت بگیرن دیگه ...

درجوابش میدونی چی باید گفت ؟

فقط اینو میشه گفت که :

هر که در این بزم مقربتر است جام بلا بیشترش می دهند....

نمی دونم اما خدا می گه :

من هرکس رو بیشتر دوست داشته باشم

بیشتر مبتلاش میکنم ....

بیشتر درد بش می دم تا بیاد در خونمو

من صدای قشنگ یا الله یا الله اونو بشنوم...

 

بیشتر رنج بش می دم تا بیاد در خونمو

من صدای دلنشین ناله هاش رو بشنوم .....

حالا ممکنه بگی :

ما اگه نخوایم خدا ما رو دوست داشته باشه کیو باید ببینیم ....

من بت می گم :

اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی ....

اینا شعر نیست ...

واقعیته ..........

حقیقت عالمه ......

مگه نشنیدی حسین بن علی تو کربلا چی کشید ...

مگه نشنیدی که حتی شش ماه ی اونو جلو چشماش پرپر کردن ....

حسین این همه بلا کشید اما جز رضایت خدا چیزی نخواست ....

وخدا مباهات کرد به حسین و تشکیلاتش ...

و خدا خصوصیاتی به حسین داد که به احدی از امامان نداد ...

حتی به جدش رسول الله .....

حتی به باباش علی .....

وحتی به مادرش فاطمه ....

خب این خصوصیات به چه خاطر بود ؟

می دونی به چه خاطر بود ؟

فقط به خاطر شدت سختیهای حسین .....

خدا حسین رو آورد به این دنیا تا یه درسی به ما بده .....

تا حالا از خودت پرسیدی چرا خدا راضی به وارد شدن اینهمه مصبیت

(البته از دیدگاه ما مصیبت از دید خودشون _ ما رایت الا جمیلا _ ) به اهل البیتش شد. 

چرا خدا راضی شد خون خودش اینجوری جلو مسالمان نمایان پست تو خون بغلطه ؟ 

بابا می خواد بهگه من حجت باهاتون تموم کردم 

این حسینو که الینقدر دوستش دارم واست فدا کردم 

تا توووووووووووووووووبه خووووووووووودت بیای 

تا بفهمی و به خودت وبیای 

حسینم هم فدای تو شد که روز قیامت دیگه هیچ عذر و بهونه ای مداشته باشی 

اگه به خودت اومدی که هیچ اگه نیومدی اون دنیا بیچارت می کنم 

اون درسم اینه :

نابرده رنج گنج میسر نمی شود .....

خدا یه حسین فدائی کرد به خاطر این درس ....

پس تو هم بدون .....

اگه داری سختی می کشی خدا دوستت داره .....

خدا داره نگات می کنه ....

خدا داره بت افتخار می کنه .....

و اگه دوستت نداشت می گفت :

حاجت این بنده رو بدید بره که از صداش بدم میاد ....

دیگه نمی خوام صداشو بشنوم ....

هر چه زودتر بش بدید بره ....

پس فکر نکن اگه خدا جوابتو نداد دوستت نداره ...

برعکس...

عاشقته که بت نمی ده ....

و اگر جوابتو داد فکر نکن که دوستت داره....

بیا یه جوری باشیم پیش خدا ......

اونوقته که هر چی بخوایم خدا بمون می ده ....

می دونی باید چه جور بود ؟

من می گم ....

تا حالا دیدی یه دونه مرده شور رو

 که داره شخص متوفی رو می شوره ؟

اگه ندیدی برو حتما ببین ....

ما باید مقابل خدا مثل اون مردهه باشیم

 تو دست اون مرده شوره ....

تسلیمه تسلیم .....

بیا به خدا اعتماد کنیم و بذاریم هر کاری که

دلش می خواد با ما بکنه ...

ضرر نمی کنی ......

رفاقت با اون خیلی خوبه.....

و بدون اگه دردمندی و دلت پر از غصه ست .....

خدا با تمام وجودش عاشقته و می خواد که صداتو بشنوه ...

پس تو هم از ته دل صداش بزن ......

از ته دل عاشقش باش

ته تهش واسه منم دعا کن     

التماس دعا

 

نظر بدی خیلی خوشحال می شیم 

نظرنظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر  یادت نرود     




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : شنبه 86/8/19
درد دل بلند بلند

بسمه تعالی

امشب دلم به اندازه عالم گرفته است     چاره اش الا بذکرالله تطمئن القلوب است

بارها گفته ام ؛ المومن کیس ـ مومن باهوش است ـ آری چند شب پیش بود که ماجرای کسی را دیدم که در این شبهای محرم با دوستش در اتاق رفته و ترانه را بلند کرده اند و می رقصیدند. تعریف کردن این قصه برایم ملال آوراست. یا اینکه در روز عاشورا زنان شیطان صفتی را دیدم که صرفا برای گمراهی جوانان خود را آرایش کرده بودند که حتی در برخورد اتفاتی با یکی از آنان به سادگی می شد نگاه ملتمسانه و یا بهتر بگویم گدایی محبت و توجه را از چشمانش خواند. آری از بین آن نگاه ملتماسانه و بین اینهمه تناقض دین و رفتار انسانها دچار تحیر شده ام. قبل از اینکه به تحلیل این موضوعات بپردازم الان دوست دارم فریاد بزنم الهی من لی غیرک – خدایا در گرفتاریهای آخرالزمان چه کسی غیر تو پناهگاه من است.

در بین بسیاری از خانواده ها این رسم شده که دیگر حرمت بین محرم و نامحرم از بین رفت است. دختر عمو و پسر عمو بسیار راحت با هم ارتباط دارند. زن داداش و خوار زن و دختر خاله و... معنایی ندارد. و خانواده هایشان بدون کمترین اعتراض از آنها حمایت می کنند و به بدون هیچ ابایی پدر و مادرهایشان حمایت می کنند. دخترانی که داشتن دوست پسر برایشان افتخار محسوب می شود و بسیار از آن استقبال می کنند و پسرانی که احساسات این دخترانی اغفال شده را علنا و آشکارا به بازیچه می گیرند و در پشت سرشان به ریش نداشته آنان می خندند.

مانتوهای کوتاه و روسری های توری و آرایش های غلیظ و موهای فشن و در کل ظواهر سکسی را می توان سوغات غرب برای جوان عزیز اما بی بصیرت ما دانست. وقتی مومنی از هوش خود استفاده نکند و ابزار بی نظیری مانند توکل به خدا را فراموش کرده و به دست نسیان می سپارد و اغوش خود را باز و چشمان خود را می بندد ، نتیجه ای بهتر از این دستگیر آنان نمی شود.

آری من می خواهم بگویم آغوش باز جوانان برای افکار و ایدئولوژی های نو را باید غنیمت دانست. مسلما شهوت غریزی انسان باعث می شود که آدمی چشمان خود را در موقع به آغوش کشیدن این افکار و ایده ها ببندد و آنچه که ما وظیفه داریم این است که با سلاح عقل و علم این چشمان را باز نگه داریم  تا هر چیزی را کورکورانه انتخاب نکند.

من به این اعتقاد دارم که وقتی دختر و پسری را با تیپ مد روزمی بینیم نباید فکر های آنطوری و بدگمانانه به آنان داشته باشیم چرا که اکثر آنان از روی فرهنگ خانوادگی خود اینگونه لباس می پوشند و رفتار می کنند ؛ که دلیل بر بدی آنان نیست بلکه باید الگوی درست به آنان معرفی شود.

بخدا جوانان و نوجوانان ما بد نیستند. آنها بهترین های تاریخ اند. هر موقع به پای صحبت جوان و نوجوانی که با تیپ های مد روز می نشینیم می بینیم قلبشان آکنده از احساس است.

اعتقاد من این است که همه این اتفاقات بالا بخاطر عدم آگاهی آنان است ، دوست داشتم یک ساعت با کسی که در ایام محرم با آهنگ می رقصید صحبت کنم قلبم گواهی میداد او به اشتباهش پی می برد. آری آنان آگاهی لازم را ندارند.

پدری را می شناسم که مدام تهمت بی دینی را به پسرش می زند بخاطر آنکه نماز صبحش قضا می شود. آن پسر نماز ظهر و عصر و مغرب و عشایش را می خواند و فقط صبح ها نمی توانست بیدار شود. حملات آن پدر به پسرش و برچسب هایی چون بی دینی و ریاکاری و بی غیریتی را که به او می چسباند ؛ قلبم را جریحه دار می کند. در صورتی که اعتقاد من این بود که نه آنکه آن پسر حال نماز خواندن ندارد بلکه بخاطر اینکه شبها دیر می خوابید صبحها نمی توانست بیدار شود والا سایر نمازهایش را مرتبا می خواند. حتی به من می گفت با این رفتار پدر مذهبی ام دیگر دارم از نماز متنفر می شوم و فقط اگر اعتقادات خودم نبود دیگر نماز نمی خواندم. او می گفت من نماز را دوست دارم اما هر گاه شبها دیر می خوابم نماز صبحم قضا می شود و مورد حملات لفظی پدرم قرار می گیرم.

رفقای عزیز این دنیای ماست. بخدا جوانانی که بعضی ها تهمت بی دینی به آنها می چسبانند ، از دین اطلاع ندارند. اگر محتوای واقعی دین را بدانند انها نیز با آنهمه احساس پاک و فطرت خداجوی خود گرایش های دینی پیدامی کنند.

خیلی دردم می آید وقتی می بینم جوانانی که با رفتارهای غیر دینی مورد حمایت پدر و مادر قرار می گیرند. این قلب من آکنده از این قصه هاست که صلاح بر آن است بیان نشود. چون ممکن است صاحبان این قصه ها خود خوانندگان این مطالب باشند و موجب اذیت خاطرشان شود.

در پایان باید بگویم دفتارهای ضد دینی جوانان و نوجوانان یکی از مهمترین دلایلش رفتار نامناسب مذهبی ها وعدم آگاهی رسانی صحیح آنان است. آنجایی که وقتی من 10 دقیقه با نوجوانی که با دیدن فیلم های منفی اغفال شده بود ، صحبت کردم و اشکهایش از گون سرازیر می شدو می گفت برای من پشتیبانی نبود تا راحت به او بگویم در این چاه افتاده ام و وقتی می بیند که کسی نیست او را از این چاه بیرون بکشد سعی می کند با اعتماد به نفس تمام و با راضی نمودن نفس خود راه ضلالت بیشتر بپیماید.

از دیگر دلایل آن رفتار نامناسب والدین است. آنجایی که باید فرزندان خود را تشویق و یا توبیخ کنند اشتباه میکنند. وقتی پدر می بیند که دخترش با آرایش غلیظ و با تن نیمه عریان در یک جشن عروسی در میان مردان حضور پیدا می کند و از سوی والدینش هیچ توبیخی نمی شود مسلما کار را از این هم بدتر می کند. (بخدا چیزهایی در دل دارم که جرأت گفتن ندارم)

خوب برادر من این عفت دختر تو را از بین می برد. دختر و یا پسری که تا قبل از ازدواج با هزاران نفر ارتباط داشته و چندین نفر مو و بدن او را دیده اند دیگر ازدواج و محصور شدن فقط برای یک نفر برای او چه معنایی دارد. عزت دختر از بین می رود چرا نمی خواهیم این را باور کنیم.

این جمله را از زبان دختر جوانی شنیدم که به من گفت «امروزی فکر کن». و فقط با گفتن چند جمله توانستم او را در فکر فرو برم. دختران و پسران ما نمی دانند امروزی ترین تفکرات با آرامش زیستن و مطمئن بودن را باید در دین جست و جو کنند نه در ترانه خواندن ها و فیلم های نیمه سکسی و مغرضانه حرام زادگان غربی.

هرباری که پیشینه یکی از چهره های معرف و محبوب به اصطلاح هنری غرب را برای بچه ها تعریف می کنند. محبوبیت او تبدیل به منفوریت می شود.

سوم دلیلش به عقیده من عدم تفکر در مضامین عمیق دینی است. یا می توانم بگویم عدم دین فهمی صحیح است. جوانان ما نمی دانند که بر آنهاست که در مورد پایه و اساس دین تحقیق کنند و دریابند که هنجارهای دینی چه دلایلی دارند.

حضرت آقا مدام می گویند بصیرت جوانان بصیرت خود را افزایش دهید. و واقعا مشکل گشای ما این است و جز این نیست.

  

در پایان از تمامی جوانان و نوجوانانی که مطلبم را می خوانند عاجزانه تمنا دارم اگر این احساس نیاز در وجودشان هست ، که نیاز دارند با یک فرد مطمئن و بی تعصب و بی طرف در زمینه مسائل دینی مشورت کنند،بنده در خدمتشان هستم.

امیدوارم بخاطر پریشان نویسی بنده را عفو کنید.

احسان روشن نیا 09169407020(فقط پیامک)




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : دوشنبه 86/8/7
   1   2      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
 
 
 
هر کس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند؛ ما تمام آنچه در تئوری و خلأ بود در خاکهای شلمچه و طلائیه دیدیم، آنچه دیگران فقط شنیده اند ما در شبهای دردآلود با صدای ناله ها و سوز دلهای شیدایی شنیده ایم و دیده ایم، ما عشقبازی مجنون به دور لیلی را درجزیره ی مجنون زیر باران گلوله های که میلیمتری زمین را هدف گرفته بودند با چشم غیر مسلح دیدیم، آنچه منصور بر سر دار دید ما شبهای عملیات دیدیم؛ آن شوخی های شبانه و زمزمه ی قرآن دعا که در شب عاشورای حسین گذشت ما در شبهای عملیاتی والفجرها و رمضان ها و کربلاها دیدیم .
 
 
0 align= 0 align= a href= div class=/div theme-designer2 /div/divtd width=div class=bb td width= center td width= /div space/divtd width= td width= td width= td width= td width=/div /td valign= valign= icon2 icon2 backpb:ItemText//BlogpagingBlock/blogtagsblockdiv style=theme-designer2 pb:ItemText/p dir=/blogtagsblockdiv style=theme-designer2 p dir= /blogtagsblockdiv style=theme-designer2 /divpb:AuthorNamediv style=div class= pb:BlogDescription/divwidth:389px; overflow:hidden;0/BlogArchive copyright table border=padding: 7pxwidth:389px; overflow:hidden; table border= width:389px; overflow:hidden; table border=width:389px; overflow:hidden; table border=padding: 7pxwidth:389px; overflow:hidden; ¢div class= div class= /divm-p/div /div778 /div !---------- text ----------------------------

دریافت کد آهنگ

0rtl105/bodyrtl105/body