سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 
 
 
آینده گذشته

بسم الله الرحمن الرحیم

من الغریب الی الحبیب ....

السلام علی العشق ... ای خدا اگر عشق را نمی افریدی زندگی ما بی روح بود. چرا که عشق است که خستگان را نیرو و درماندگان را توان و عاجزان از طریقت را امید می دهد. عشق اوج مقام بندگی است. عشق سرمنشأ حرکت انسان است. گاهی در روزمرگی زندگی ام وقتی که گذشته را گذشت می کنم می بینم که اگر عشق نبود این همه سرگذشت را گذشتن ممکن نبود. چرا که عشق است که باعث تحمل درد و رنج ها و ناملایمات است. تلخی ها را عشق شیرین می کند. سالهایی که گذشته را گهگاهی با دید عبرت و تجربه و گاهی با دید خاطرات شیرین و گاهی به چشم حسرت فرصت های سوخته شده می نگرم. اما در این وانفسا نقش عشق جزو لاینفک زندگی من بود. اینک می خواهم گوشه هایی از عشق مرا ببینید ......

 

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

جلسات قرآن میراث شهداست

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

السلام علیک یا محمد حسین

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

حضور در محضر شاگرد اقای بهجت ایت الله محفوظی

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه مولانا علی بن ابی طالب

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

اردو صمیمیت ایثار و عشق

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

اردو تمرین رفاقت

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

السلام علیک یا فاطمه معصومه

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

عکس آخرین اردو

فکر کنم تو این عکسا سیر بزرگ شدن خودتونو دارین می بینین

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

محرم 89

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

 

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

 

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

 

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

 

جلسات قرآن مسجد جوادالائمه دزفول

به یاد روزهایی که گذشت....شاید در آینده درباره تلخی هایش هم نگاشتم

(دبیران محترم پارسی نامه لطفا این مطلب را در پارسی نامه نزنید)

 




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : جمعه 90/2/30
اردو برای خودسازی

امشب میخواهم یکی از تجربه های شخصی ام را بنگارم

 آشکارا می گویم
می خواهم اردو های فرهنگی و جهادی و حتی تفریحی را بهترین بستر و بهترین موعد تربیت جوانان و نوجوانان و بهترین نیروها معرفی کنم
سختی سختی سختی ............. آسانی و آرامش و لذت 
این است معادله ما و چه شیرین است
من تجربه کرده ام در این 5 سالی که نوجوانان وجوانان همراهم اردو بوده اند ، هر اردویی که زحمت و سختی بیشتری داشته است خاطره شده و باعث تربیت و مخصوصا ومخصوصا محبت و صمیمیت بین نیروهاو خصوصا بین نیروها و مربی آنهاست که اساس کار تربیتی همین محبت و صمیمیت است.

 

بهترین نیروهایم در اردو جذب شده اند و از طرفی دیگر تنها اردوهایی برایمان خاطره شده و همچنین الان فقط بعد از 12 سال هنوز با دوستانی صمیمی هستم که در سخت ترین اردوها با همدیگر بوده ایم.

همه اینها را گفتم تا بگویم امروز که از برنامه یک اردوی فرهنگی وجهادی بر می گردم با گوله باری از تجربه و خاطره و محبت ؛ نتیجه این اردو را به جهت اینکه بواسطه این اردو بتوانم اهداف تربیتی و مدیریتی خود را در مجموعه ای که هستم بیش از پیش اجرا نمایم ، بسیار روشن روشن می بینم.

خودمانی تر بخواهم بگویم این است که رابطه ما با نیروها چند برابر صمیمی تر شده است.

اگر بخواهم خودرا تربیت شده تشکل های مذهبی بنامم(اعم از جلسات قرآن ، هیئت و...)که به جرات میگویم از اول دبستان تا کنون شب ها بعنوان نیروی ساده تا مسئول ومدیر با آنها در ارتباط بوده ام و خود را وامدار جلسات قرآن و مسئولین جلساتم می دانم ، می گویم

ما تربیت نشدیم مگر با اردوهایی که با مش سعید آقا مسئول جلسه مان در منطقه سردشت حدود 20 کیلومتر ا صبح با کوله باری از وسایل اردوهای هفتگی در کوهستان پیاده روی کردیم در حالی که فقط 13 سال داشتم. در ان سن و سال به چشم ببینی و بترسی که 2 تا از دوستانت را عقرب گزیده و همچنان باران می آید و یک هفته قرار است در چادر سوراخی زیر باران و در جوار عقرب ها زندگی کنی.

ما تربیت نشدیم جز اینکه در اردو 3 شبانه روز فقط تخم مرغ پخته می خوردیم.

ما تربیت نشدیم جر با اینکه در برنامه های نمایشگاه شهدا شبانه روز اونجا کار می کردیم و با دوستانمان بودیم. عید و تابستان و تعطیلات و ... را در نمایشگاه به گل بازی پرداخته بودیم و غذا فقط یک ساندویچ فلافل برای یک روز . حتی شبها به خانه نمی رفتیم. ممکن است بعضی به اینها تندروی بگویند اما نمی توان از نتیجه تربیتی آن غافل شد.

نقش تربیت هیئت را نیز هیچگاه فراموش نمی کنم. و این را مدیون دو دوست هستم که در دل دعایشان می کنم.

بله هیئت بود که ما را ساخت . بواسطه آن سینه زنی های طولانی و حروله و نعره ها و عاشقانه به صورت زدن ها تا پاسی از شب.

و دیشب چه زیبا بود در اردوی ما سینه زدن برای حسین.

و دیشب چه زیبا بود حروله کرده با نام حسین 

حسین حسین حسین 

صورتهای زخمی و موهای پریشان و گریبان های چاک زده و سینه های سوخته و ابروهای خونی 

والله اینها هستند که انسان را می سازند و 

حاج مهدی معتمد دیشب که می خواندی یاد خیلی از این چیزها افتادم که باعث این نگارش شده است . فکر نکنم در 2 سال اخیر اینگونه از هیئت لذات برده و عزاداری کرده باشیم.

دیوونه کربلاتم.........از بچگی مبتلاتم..........سینه زن روضه هاتم ..........مدیون چشماتم

نزاز بیفتم به پات بزار بیام کربلا 

دیشب در دل می گفتم که خدا کند که این را بخواند و خواندی:

عمریست گدای در میخانه عشقم زنجیر بیارید که دیوانه عشقم

  

و نعره های عارفانه یمان در جواب: 

لعن علی عدوک یا علی...................... اولی و دومی و سومی

  

آری نیم ساعت به صورت زدن با ذکر حسین و در حالی که حروله کنان بودیم اینها سازنده است و بهترین مکانش اردوی فرهنگی و جهادی است

چرا که در غیر از آن مکان مارا متهم به تهمت ها می کنند

. 

حسین همه آرزومه حسین رویای ناتمومه

 

 

به شرافتم قسم به پهلوی شکسته زهرای مرضیه قسم ، اگر دنبال راهی هستیم جهت تربیت نیروهای خاص و خالص جز این هایی که بالا گفتم راهی نمیتوانید پیدا کنید.

اری در هیئت های چند ساعته و اردوهایی که 12 ساعت 12 ساعت بدون آب و غذا پیاده روی دارد ، می توان تربیت کرد و تربیت شد.

و امروز ما نیاز داریم به محبت و صمیمیت و نمی توان جز با این راه های بالا این گنجها را بدست آورد و نیروهای مخلص داشته باشیم.

اردوی جهادی و فرهنگی قبل از اینکه خیر و برکتش به مردم برسد خیرش برای ماست که می توانیم تربیت کنیم و تربیت شویم.

البته خوانندگان محترم به ما ایراد نگیرند ما در طول سال هر شب جلساتی داریم که در آن مباحث اخلاقی سیاسی و اعتقادی و ... مطرح می شود و اینها مکمل آن خواهند بود.

بهر حال دوست داشتم از این شیوه قدیمی تربیتی بگویم. به نظر شما چرا در جبهه ها اینقدر سرعت رسیدن به خدا بالا بود؟ طرف بی نماز می آمد و بعد از 3 ماه در جبهه به نقطه اوج کمال انسانی یعنی شهادت می رسید.

به نظر من علتش سختی ها دشواری ها فضای عرفانی و کارهای جهادی بود که اینقدر به سرعت ، به خدا می رسیدند.

بهر حال انشالله دوستان اردو را تجربه کنند و احیانا اگر کسی دستش به جایی میرسه اردو برگزار کنند تا بتوان از تجربه شیرین آن استفاده نمود? 

معذرت می خواهم که اینطوری نوشتم. از نوشته خودم شرمنده ام . درسته فعل و آرایه درست وحسابی نداره ولی موضوع مهم و زیبایی هست و برای این گذاشتم اینجا




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : جمعه 90/1/12
شلمچه

خدا رو شکر امسال هم توفیق شد بچه ها رو ببرم شلمچه زیارت شهدا

چند روز پیش(29اسفند87) بچه های جلسه قرائت قرآن نوجوانان مسجد رو بردیم شلمچه.حالا اگه وقت کردم بیشتر توضیح میدم.

اینم عکس یکی از بچه های جلسه ام که برای خودش عارف کوچکی است و من واقعا نوجوانانی در این حد شعور و کمال ندیده بودم.
و یکی از افتخارات بنده است در دنیا و آخرت ، که کسی رو که شاید غرق در...(ولش کن) با دوستی باهاش ، الان تبدیل به کسی شده که گریه هاش برای امام زماان قطع نمی شه حالا اگه شد بعدا درباره خصوصیات اخلاقی برادرم میلادموجودی بیشتر حرف می زنم.
افتخارم اینه که همدیگه رو خیلی دوست داریم و اون به من میگه داداشی!!!

lمیلاد موجودی صمیمی ترین دوست نوجوانان بنده

 

 

تعدادی از بچه های جلسه ام

محمدحسین خرمی=عشق موتور

دانلود یه تیکه از سخنرانی خودم در جمع دوستان:

http://upload.iranblog.com/1/1206615574.mp3




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : چهارشنبه 88/1/5
خیلی کوتاه

 

گاه پیش می آید که انسان در برابر سنت ها و پاره فرهنگ های بی خاصیت مردم در موضع تعارف و حتی گه تقابل قرار می گیرد که او را دچار مشقت می کند برای گریز از این بن بست های فامیلی و اجتماعی حبیب خدا می فرماید:

 

با مردم در اخلاقشان مخالط باشید و در اعمالشان مخالف

 

خیلی کوتاه!

..واجعل هوای عندک...

(خدایا)مرا عاشق خودت کن




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : شنبه 87/12/10
پاسخ به یک سوال متداول؟؟؟

بسم رب المهدی (عج)

عشق یعنی پاک ماندن در فساد            آب ماندن در دمای انجماد

در حقیقت عشق یعنی سادگی              در کمال برتری افتادگی

 

یک نوجوانی از من سئوال پرسیده بود هدف از زندگی چیست ؟ و چرا ما باید زندگی کنیم و می خواهیم به کجا برسیم؟

 

سئوال خوبی است چون مولایم علی – که جانم فدای او باد- فرمود: خدا رحمت کند کسی را بداند از کجا آمده و در کجا قرار دارد و به کجا قرار است که برود. هدف از زندگی مطمئنا خوردن و آشامیدن نیست . هدف خیلی بالاتر از این حرفهاست. هدف ما خداست.....اصلا بذار با یه مثال شروع کنم؛ یک رود هدفش از جرکت توی جوی چیه؟ خوب میخواد به دریا برسه. خوب دریا چیه؟ دریا همون منشا اصلی روده و به قول یونانیان بدنبال اصل خودش یعنی از چیزی که بوجود آمده می گرده و به دنبال اصل خودشه ،  مثل هرچیز دیگه ای.... انسان از گل سرشته شد. خدا می خواست آن را جاندار کند. خواست مخلوقی منحصر بفرد بیافریند. مطمئنا یک محصول منحصر بفرد از مواد اولیه منحصر بفرد بدست میاد. و خاص تر و کامل تر و منحصربفردتر از خود خدا چیه؟ هیچی!!!. پس خدا از خودش از وجود و نور و روح خودش در اون گل دمید. در قرآن آموده و نفخت فیه من روحی : از روح خودم در آن دمیدم. انسان جان گرفت و زندگی را آغاز کرد. حالا اگه انسان بفهمه که سرازیری زیبای زندگیش به دریای خدایی میرسه و سرازیر بشه ، خوب به منشا خودش میرسه یعنی خدا.

انسان خلق شد تا دوباره به خدایی برسه، تا بفهمه که خدایی کردن چه لذتی داره و بفهمه که بندگی کردن چه رتبه ای داره. انسان خلق شد تا به چیزی برسه که هیچ چیزی جز اون نمی تونه نمیرسید. انسان خلق شد تا خودش رو پیدا کنه.....

این ندای مرا هیچگاه فراموش نکن :

خودت را دریاب...!

 

انسان باید به اون سرمنشا زیبایش برسید که اون خداست و تنها راهش هم بندگی کردن است. عزیز دلم سعی کن همیشه فقط بنده خدا باشی و بنده هیچ کس و هیچ چیز دیگر نباشی. که در آن صورت است که بر دیگران سرور خواهی شد.

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

 

نوکر بی بی فاطمه زهرا

احسان روشن نیا – بهمن ماه 1387

 




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : شنبه 87/11/5
رابطه ها(2)

?      مشکلات و راهکارها 

جایگاه «کتاب» در خانه ها و خانواده های ما کجاست؟

منظور جای آن در تاقچه ، قفسه و کمد نیست ، بلکه از نظر « فرهنگ کتابخوانی» و انس با مطالعه و مرجع قرار دادن کتاب برای حل مشکلات فکری و اخلاقی و افزایش مطالعات دینی و تاریخی و ارتقای سطح آگاهی های اجتماعی و سیاسی و کسب مهارت های بیشتر در زمینه تربیت ، خودسازی ، مدیریت خانه ، برخورد با دیگران ، نظم و ... است.

به عبارت دیگر ، آیا« کتاب » در سبد فرهنگی خانه ما جایگاهی دارد؟ ایا به کتاب و مجله هم به عنوان یکی از ِ« نیازها» که برای تأمین آن هزینه ای را متحمل       می شویم ، می نگریم؟

وقتی سخن از خانه و کتاب است ، بحث «کتابخانه» هم به میان می آید. آیا کتابخانه های عمومی شهر خود را می شناسیم؟ آیا عضو کتابخانه هستیم؟ فرزندانمان را با کتابخانه ها هم آشنا می کنیم؛ تا یکی از جاهایی را هم که می توان برای تفرج رفت (البته تفرج روحی و فکری)کتابخانه دانست؟ آیا در خانه « کتابخانه خصوصی » داریم ؟ و اگر هست ، چه نوع کتاب هائی و از کدام نیسندگان و برای چه مخاطبانی؟

کسی را می شناسم  که برای تشویق بچه های خود ، به جای خریدن پفک و بستنی ، کتاب و مجله می خرد، البته شوق مطالعه را هم قبلا در فرزندان ایجاد کرده است.

روزی یک سئوال علمی مطرح کرد و یافتن پاسخ را بین افراد خانواده اش به مسابقه گذاشت و از آنان خواست تا جواب را از بین کتاب های موجود در خانه پیدا کنند. البته آری قیمت کتاب و نشریات در وضع کنونی جامعه ما بسیار گذاف و بالاست. اما مشکل گرانی کتاب نیست ؛ چطور برای یک دست لباس و برای چند بار پوشیدن و پز دادن و خودنمائی ده ها و شاید صد ها هزار تومان می پردازیم ، ولی برای خریداری یک دور کتاب های علمی مورد نیاز فرزندانمان کوتاهی می کنیم. آری  مشکل گرانی کتاب نیست، مشکل من و شما ، بها ندادن به این فرهنگ است که فرزندان و دوستان خود را با محیط های فرهنگی و کتابخانه های محله و شهر خود آشنا کنیم. آری مشکل اینجاست. به عقیده منِ حقیر مساجد بهترین نقطه برای تقویت روح مطالعه در افراد است.

***

در مطالعه ، معمولا در پی آنیم که کتابی بخوانیم سودمند ، راه گشا ، سازنده ، متقن و استوار ، آکاهی بخش و بیدارگر ، با محتوائی در سطح بالا ، با قلمی در سطح فکرمان ، با بیانی متناسب با فهممان ، از نویسنده ای مطمئن و دلسوز و آگاه ، که هم «نیاز» ما را بشناسد ،هم بهترین «چاره ها» را برای مشکلات ما ارائه دهد.

کدام یک از ویژگی هاست که در قرآن نیست؟

پس قرآن «خواندنی» ترین کتاب است. جالب است که نام این کتاب هم از همین قرائت است ؛ قرآن یعنی آنچه قرائت می شود، آنچه خواندنی است و ... یعنی خواندن.

رابطه ما با این خواندنی ترین کتاب عالم هستی که سخنان آفریدگار جهان را در بر دارد و مخاطبش همه انسان ها در همه زمان ها و مکان هایند، چگونه است و چگونه باید باشد؟

کتاب آسمانی ما نامش قرآن است و خواندنی . دستورهای مکرر قرآن هم این است که تا می توانید قرآن بخو انید:«فاقرءوا ما تیسر من القرآن»

اگر قرآن را از بهترین خط و نفیس ترین چاپ هم تهیه کنیم ، ولی آن را نخوانیم ، یا نتوانیم بخوانیم، « رابطه» ما و قرآن قطع شده است.

در سوی دیگر اگر نوشته ای را بخوانیم ولی چیزی نفهمیم باز هم رابطه یاد شده میان ما و آن کتاب قطع شده است. کلام برای ایجاد رابطه است، چه کتبی باشد چه شفاهی. اگر سخنان را درک نکنیم ، آن ارتباط حاصل نشده است.

مطالعه همراه با اندیشه و تدبر ، هم توصیه خود قرآن است« افلا یتدبرون القران» هم رهنمود بزرگان دین.

باری ... نگاه متدبرانه و کنجکاوانه به قرآن لازمه ارتباط با آن است.

البته این سیر هنوز ادامه دارد یعنی این رابطه هنوز درست و کامل برقرار نشده است ، عمل به این کتاب مهمترین و کارسازترین و لازمترین رابطه با قرآن است.

اگر قرآن کتاب قانون است ، باید به مقرراتش پایبند بود.

اگر کتاب هدایت و ارشاد است باید از آن رهنمود گرفت.

اگر سرچشمه خوبی و موعظه و پند است ، باید گوش دل به مواعظش سپرد، و بالاخره به دستورات آن عمل نمود. اما مراد از این همه سخن این است که سه گامی که مطرح شد یعنی قرائت قرآن ، تدبر در قرآن و عمل به آن ، در قالب جلسات قرآئت قرآن مساجد قابل نمود است که اگر این جلسات بدرستی هدایت و برنامه ریزی شوند می توانند بهترین و زیباترین رابطه ها را میان انسان و خدا برقرار سازند.

***

میان ما و دیگران ، نه «خط فاصله» ، بلکه باید «خط رابطه» برقرار باشد.

آنچه این خط را برقرار می سازد و در صورت برقراری ، استوارتر می کند ، پذیرش «حق» دیگران و مراعات «حقوق» مردم و برخوردی حق شناسانه ، متواضعانه ، مردم خواهانه، همراه با گذشت، ایثار و نوع دوستی است.

 در پایان این عریضه

اول تشکر می کنم از اینکه وقت گرانبهای حویش را در اختیار این حقیر قرار دادید و دعوت می کنم تا بنده را از نقطه نظرات سازنده خود مطلع سازید و توجه شما را به این نکته معطوف می کنم که در این جهان ارتباطات و اثر گذاری و اثر پذیری چه خوب است انسان خود را در مقابل آماج شبیخوان ها و هجوم های فرهنگی نادرست بیگانه بیمه کند و این بیمه نامه به نظر بنده چیزی نیست جز مسجد و جلسات قرائت قرآن. چه خوب است برای تعالی فرزندان و انان که دوستشان داریم این ارتباطات را ارتباطاتی سالم قرار دهیم. سالمترین ارتباطات که می تواند بر سایر آنها نیز اثراتی بگذارد همانگونه که عرض کردم ارتباط با مساجد و جلسات قرائت قرآن است که بنده از والدین محترم تقاضا دارد بستر مناسب تری جهت ارتباط بیش از پیش دلبندانتان با این کانون و مهر و دوستی و تعالی فراهم سازید .

                                                                                                                            والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

                                                                                                                                                 احسان روشن نیا

                                                                                                                                                                                  15 محرم الحرام 1429هـ .ق




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : سه شنبه 86/11/23
رابطه ها (1)

بنا و مبنای حیات بشری ، بر رابطه است . روح انسان در سایه الفت ها و پیوند ها کمال می یابد و صفا می پذیرد و زندگی هم معنا پیدا می کند.

پیوند با خدا ، خود ، مردم ، زندگی ، فرزندان ، اهل البیت ، قرآن ، مسجد ، آینه ، دل ها و ... بخشی از این پیوند هاست.

روح تشنه و غریب ، با اتصال به سرچشمه های مودت و مهر ، زلال و سیراب می شود و از غربت و انزوا در  می اید و گرمای حیات و نور امید را بهتر لمس می کند.

در عصر ارتباطات ، انزوا پذیرفتنی نیست. زندگی بی رابطه هم ، مرگ روح است ، ولی ارتباط با که و چگونه ؟

کسی که روزی پنج بار با خدا تکلم کند ، از تنهائی در  می اید، کلیم خدا می شود ، احساس پوچی نمی کند ، گرفتار افسردگی نمی شود و احساس بی پناهی و بی همدمی نمی کند.

این گفتگو به ما امید می دهد. نشانه معرفت و محبت ما هم به شما می آید.

خداوند آن سوی خط تماس است. دوست دارد همیشه ، حتی در خوشی ها و راحتی ها هم سراغ او را بگیریم و با او تماس داشته باشیم .

بی معرفتی است که فقط وقتی مضطر می شویم و مشکلی برایمان پیش می آید و در کارمان گرهی می افتد به یاد او بیفتیم و از «اورژانس دعا» استمداد کنیم و با کد  « اللهم» با مرکز امداد او تماس بگیریم.

گاهی ما از سر نیاز ، با او تماس می گیریم ، ولی او همیشه گوش به زنگ ماست و صدای مارا هم دوست دارد بشوند.

در میدان گسترده  انس با خدا ، دعا  و ذکر و نماز ، خطوطی ارتباطی ما با فرماندهی کائنات است.

هرگز نبابد ارتباط ما با « برج مراقبت» قطع یا ضعیف شود. در جبهه معنوی شیطان می کوشد این رابطه را قطع کند ، یا روی خط نیایش « پارازیت ریا» بیندازد، سیم های نیایش و دعا را قیچی کند  ، پیوند ما را با خدا ، حتی با مردم و خویشاوندان هم بر هم بزند.

« صله رحم»هم نوعی ارتباط دورن مرزی است. که اگر قطع شود،زمینه برای جدائی و کینه و بدبینی فراهم می شود. پس خطوط داخلی را هم بایدسالم و برقرار گذاشت.

نباسد گذاشت انس یا خدا ضعیف شود . مکالمه ما با مرکز، نیاد قطع و وصل شود ، یا صدایش خش خش داشته باشد.

باید « دیش» رحمت گیر خود را بر بام بلند « نیایش» نصب کنیم و دریافت کننده دل را روی طول موجب « اجابت» تنظیم کنیم ، تا امواج لطف الهی را صاف دریافت کند و صدای استجابت دعا به گوش دلمان برسد.

« امن یجیب» رمز استجابت دعاست. اگر صدای رحمت و اجابت به ما نرسد ، باید دید کدام نقص فنی در برقراری رابطه پیش آمده است؟

اشکال از گیرنده ماست ، نه از فرستنده حق.

گاهی برای تماس با خدا باید از کد ارتباطی «قرآن ، مسجد و اهل البیت » بهره گرفت.

بعضی ها با خودشان هم قهرند ، تا چه رسد به مردم.

با خودمان چه رابطه ای داریم ؟ قهریم یا صلح؟ دوستیم یا دشمن؟ خیرخواه خویش و آینده خودیم یا در خرمن هستی خودمان با آتش گناه و غفلت ، شعله افکنده ایم ؟ در کجای زمان ایستاده ایم؟

باری .....حجت الاسلام جواد محدثی نیز همیشه می گوید: رابطه خودمان را با خودمان جدی تر بگیریم!

***

«اثرپذیری» و «اثرگذاری» دو ویژگی مهم انسان است. چون در رابطه با یکدیگریم ، تأثیر و تأثر نیز از خصوصیات حیات اجتماعی و زندگی جمعی ماست، به خصوص در عصر حاضر که «عصر ارتباطات» است و جهان به صورت یک دهکده بزرگ درآمده است. شاید خود ما نیز متوجه نباشیم ، ولی از محیط اطراف و دیده ها و شنیده ها و حرف ها و عمل ها نقش می پذیریم و تحت تأثیر قرار می گیریم.

در دنیای بزرگ و پیچیده ، هر کس که حرفی می زند ، کتابی می نویسد ، فیلمی می سازد، سخنرانی و تدریس می کند، روزنامه و مجله منتشر می کند، نقاشی می کشد و رمان و داستانی می نویسد و … هر کدام به نوعی پیام دارد و در پی مخاطب است و اثر گذاری .

پس میلیون ها فرستنده پیام ، هر لحظه در اندیشه شکل دهی به افکار ، احساسات ، پسند و سلیقه ، تمایل و انتخاب، اخلاق و رفتار دیگرانند.

افکار ما در معرض این القائات و جهت دهی ها و اثرگذاری هاست.

عجب دنیای شلوغی! و عجب وضعیت حساس و خطیری!  مائیم و این همه فرستنده! آنهایند و این همه گیرنده!

حال ، گیرنده فکری خود را با چه فرستنده ای و روی چه طول موجی باید تنظیم کرد؟ به هر حال ، ما نوعی بمباران تبلیغاتی و فرهنگی می شویم. وظیفه دفاع و سنگر گرفتن و به پناهگاه رفتن و خود را از آسیب ها مصون داشتن داریم ، گاهی هم مکلف به دفاع و هجومیم و بی تفاوت و بی خیال ، عقلانی نیست.

ما مسئول پیامد « نوع انتخاب » خویش نسبت به این فرستنده هاییم . همانگونه که با عوض کرن کانال تلویزیون به راحتی می شود شاهد سخنرانی ، فیلم ، آموزش و

… بود و با چرخاندن پیچ رادیو می توان شنونده ی موسیقی ، قرآئت قرآن ، گزارش اجتماعی ، طنز و لطیفه ، تحلیل سیاسی ، القائات سوء دشمن ، اخبار و شایعات دروغ و … بود،درتنظیم گیرنده های فکری خودمان روی فرستنده های بی شمار نیز « انتخاب» ماست که نقش اول را ایفا می کند.

«گزینش » شرط عقل است در چنین جهان آشفته و خط اندر خط. هم خودمان باید چنین کنیم ، هم دوستان و فرزندان را بر این فرهنگی یعنی                    «فرهنگی گزینش بهترین ها» بار آوریم.کسی که نخواهد یا نتواند نسبت به آنچه بر ذهن و فکر و قلبش وارد می شود کنترل داشته باشد،باید پاسخگوی پشیمانی های بعدی و زیان های متعاقب اینگونه «بی مرزی» هم باشد.

 

 

آیا کنترلی بر «ورودی های فکر» خودمان و فرزندانمان داریم؟

در دنیای اثرگذاری و اثر پذیری که دچار آنیم ، باید هوشیار باشیم که دریافت کننده کدام امواج و فرستنده کدام پیام هاییم.

در کارهای تربیتی و تعلیمی ، در خانه و مدرسه و مسجد و اداره محل کار و بازار و اجتماع ، ما به نوعی « گیرنده» و «فرستنده» ایم و اساس تربیت بر همین استوار است.

حرف های نسنجیده ای که از زبان ما بر می آید ، دل فرزندانمان را تیره می سازد. رفتار تبعیض آلود و تناقض آمیز ما ، روی مخاطبین و فرزندان و شاگردان ما تأثیر سوء می گذارد. نوع زندگی ما برای دیگران «پیام» دارد، همانگونه که ما از سخن و رفتار دیگران « الگو » می گیریم ، هر چند به صورت ناآگاهانه و غیر مستیقیم.

در دنیای «رابطه ها» از بازتاب های گسترده و سرنوشت ساز « گیرنده های فکری» و « فرستنده های زبانی » غافل نباشیم.

?      ما و فرزندان

فرزندان ، بخشی از وجود «والدین» به شمار می آیند. نیک یا خدای ناکرده بد آنان به حساب پدر و مادر گذاشته می شود و شایستگی یا تباهی آنان در حیثیت و آبروی و شخصیت اجتماعی والدین موثر است.

از این رو ، داشتن رابطه صحیح و سازنده با فرزندان ، ضروری است.

اگر «رابطه » نباشد ، یا مطلوب نباشد ، عوارض سوء آن دامنگیر والدین می شود. از همین جاست که اهتمام به این مسئله حساسیت می یابد وتکلیف تربیتی بزرگ تر ها را سنگین تر می کند.

v      سازندگی

تربیت فرزندانی با فرهنگ و ادب ، کاری عظیم ، پرمسئولیت و در عین حال خدمت به جامعه و آینده میهن اسلامی و در بعضی روایات عبادت محسوب شده است .

پدران و مادران دلسوز و فرهنگ دوست ، در کنار دغدغه خاطر و حساسیتی که نسبت به تامین وسایل بازی و امکانات آموزشی و نیازهای خوراکی و پوشاکی فرزندان خود دارند ، به تغذیه فکری و تربیت روحی آنان نیز همت می گمارند.

گر چه نمرات خوب و امتیازات بالا و کارنامه های درخشان و کسب رتبه های ممتاز ، مایه چشم روشنی والدین است ؛ کدام پدر و مادر آگاهی است که اخلاق خوب و تربیت شایسته و تعهد و تدین را به حساب نیاورد و برای آن نکوشد؟

v      نظارت و هدایت

برای دست یافتن به هر هدفی ، باید تلاش کرد و سرمایه گذاری و برنامه ریزی داشت. تربیت نیز از این قانون مستثنا نیست.

وقت گذاشتن برای تربیت فرزندان متعهد و مودب و فهیم ، مهم است.

«نظارت»«هدایت» و «اعانت» ، تکلیف حساس والدین نسبت به فرزندان خویش است و بدون آن ، میوه باغ زندگی شان شیرین و مفید و سالم نخوهد بود. باید به دوستان ، همدرسان و معاشران فرزندان هم نظارت و نسبت به آنان شناخت داشت،تا خدای ناکرده از این رهگذر،گرفتار و دوستان ناباب و هم صحبتان مسئله دار نشوند و به «درس» و «اخلاق» و «شخصیت خانوادگی » و « تربیت روحی» آنان ضربه و آسیبی وارد نشود.

تنها معمان و مربیان نیستند که وظیفه دارند نوجوانان و کودکان را با شخصیت دین دار ، پاک و متعهد بار آورند و استعداد های فکری و هنری و اجتماعی آنان را بارور سازند ، بلکه والدین هم در ایجاد روحیه «خودباوری» ، «خداباوری» ، «اعتماد به نفس» ، تقوا ، عفاف، صدق،نوع دوستی و ایثار ، مسئول و شریک اند.

باید «بذربارور» را در «زمین بارور» افشاند.

باید «نهال ایمان» را در « بوستان جان» کاشت.

و این ، کار خود شما نیز هست و همه بار را نمی توان بر دوش مربیان و مدرسه و مساجد گذاشت و از آنان توقع داشت.

میان «خانه و مدرسه و مسجد» و «اولیاء و مربیان» به نوعی همکاری ، تعامل ، مشورت ، تبادل اطلاعات و تجارب باید باشد ، تا بافته های محیط خانه در مدرسه پنبه نشود و آموخته های محیط آموزشی ، با رفتار نسنجیده درون خانه در تعارض نباشد.

اینگونه است که شاهد شکفتن شکوفه  صداقت و  خلوص و خدمت ، بر شاخسار وجود فرزندان این مرز و بوم خواهیم بود و اصلاً هدف از این نوشته نیزهمین است. 

v      فرصت گذرا

فرزندان شما بیش از آنچه ما تصور کنیم،حساس اند و سریع تر از انچه فکر کنیم رشد می کنند و دوران کودکی را پشت سر گذاشته،آماده دریافت«نقش»بر«لوح دل» اند.

فرصت ها گذرا و پرشتاب اند ، هم برای بچه ها ، هم برای اولیتا و مربیان.

« اوقات فراغت » یکی از همین فرصت های گذرا در زندگی فرزندان است که اگر والدین و مربیان با برنامه و دقت و دلسوزی آن را پر کنند،کمتر دچار حسرت های بعدی خواهند شد.

حیف است نگویم ؛ چه تعطیلی های تابستانی و نوروز ، چه جمعه های دوران سال تحصیلی ، فرصت مغتنمی است که می تواند به سرمایه ای جهت تامین نیاز های روحی ، علمی و اخلاقی تبدیل شود. برای آن فرصت های گذرا ، چگونه برنامه ریزی می کنیم و چگونه وقت های خالی را پر  می سازیم؟

v      برنامه ریزی

«زمان» سرمایه است. توانایی های والدین و فرزندان در گام نهادن به سوی «هدف مطلوب» نیز یک سرمایه است. تنظیم شایسته زمان برمدار هدف ، نوعی «مدیریت زمان» است که توفیق را به همراه دارد.

جلوگیری از هدر رفتن وقت و استعداد و وقت کشی های تأسف بار و مقابله به بی برنامگی در زندگی ، فاصله ما را تا هدف کوتاهتر می سازد.

به گفته جواد محدثی :«برنامه» از عوامل مهم رشد و موفقیت در تحصیل فرزندان ماست.

تاچه حد فرزندان را به برنامه ریزی عادت داده اید؟ چه برای درس ، چه تفریح،چه مطالعه ، ورزش،مسجد و...؟

یکی از راه های اثر گذاری بر رفتار فرزندانتان ، دوستان آنان است . فراهم سازی بستر مناسب برای معاشرت و رفاقت با خوبان و پاکان و زمینه سازی و کمک برای «دوست گزینی شایسته» می تواند موثر باشد. تاثیر گذاری غیر مستقیم بر رفتار فرزندان ، از راه دوستانشان عملی تر و سریع تر است ، تا تذکر های مستقیم و خطابی و عتابی از سوی والدین.  باری ... زمان را از دست ندهیم.




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : سه شنبه 86/11/23
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
 
 
 
هر کس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند؛ ما تمام آنچه در تئوری و خلأ بود در خاکهای شلمچه و طلائیه دیدیم، آنچه دیگران فقط شنیده اند ما در شبهای دردآلود با صدای ناله ها و سوز دلهای شیدایی شنیده ایم و دیده ایم، ما عشقبازی مجنون به دور لیلی را درجزیره ی مجنون زیر باران گلوله های که میلیمتری زمین را هدف گرفته بودند با چشم غیر مسلح دیدیم، آنچه منصور بر سر دار دید ما شبهای عملیات دیدیم؛ آن شوخی های شبانه و زمزمه ی قرآن دعا که در شب عاشورای حسین گذشت ما در شبهای عملیاتی والفجرها و رمضان ها و کربلاها دیدیم .
 
 
0 align= 0 align= a href= div class=/div theme-designer2 /div/divtd width=div class=bb td width= center td width= /div space/divtd width= td width= td width= td width= td width=/div /td valign= valign= icon2 icon2 backpb:ItemText//BlogpagingBlock/blogtagsblockdiv style=theme-designer2 pb:ItemText/p dir=/blogtagsblockdiv style=theme-designer2 p dir= /blogtagsblockdiv style=theme-designer2 /divpb:AuthorNamediv style=div class= pb:BlogDescription/divwidth:389px; overflow:hidden;0/BlogArchive copyright table border=padding: 7pxwidth:389px; overflow:hidden; table border= width:389px; overflow:hidden; table border=width:389px; overflow:hidden; table border=padding: 7pxwidth:389px; overflow:hidden; ¢div class= div class= /divm-p/div /div778 /div !---------- text ----------------------------

دریافت کد آهنگ

0rtl105/bodyrtl105/body