سفارش تبلیغ
صبا
 
 
 
بازم (( یک زینب و یک کاروان ...))

السلام علیک یا اباعبدالله...

عمامه از سر بیرون می آوریم و پا برهنه می کنیم... دست بر سینه و سر پائین...

السلام علی العشق یا حسین...

دسم به نوشتن نمیره !!! یعنی دلم به نوشتن رضا نمیده... کسی راهکاری داره بده؟




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : جمعه 90/9/4
دزفول و نقش روحانیون در تبلیغ دین

.....

 

رسالت خطیر تبلیغ ، آن وظیفه مهمی است که به حقیقت شانه های طلاب علوم دینی و روحانیون عزیز را می لرزاند. حضرت امام (ره) نیز در این خصوص می فرمایند: مسأله‌ی تبلیغات یک امر مهمی است که می‌شود گفت در دنیا در رأس همه‌ی امور قرار گرفته است و دنیا بر دوش تبلیغات است.(صحیفه‌ی نور، ج 14، ص 41 و 44)

آنچه که امروز نیازش بشدت احساس می شود تبلیغ معارف دینی توسط روحانیون است که در این نوشتار سعی می شود عملکرد بخشی از این قشر عزیز و مظلوم جامعه در شهرستان دزفول مورد نقد و بررسی قرار گیرد..

روحانیون وعلمای اسلام در تبلیغ دین اسلام نقش مهمی ایفا می کنند.اهمیت این نقش در روایات رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ از علمای دین به عنوان وارث پیامبران،‌برتر از پیامبران بنی    ‎اسرائیل، دژهای اسلام، آنانکه با وفاتشان در دین شکافی ایجاد می    ‎شود و اینکه ازجانشینان رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و در روایات اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نیز از آنان به زمامداران مردم، آنانکه مجاری امور و مدیریت جامعه در دست آنهاست و... تعبیر شده است.

    «ما عَلَی الرَّسولِ ألاّ الْبَلاغ»(سوره مائدة 99)پیامبر وظیفه‏اى جز رسانیدن     پیام(الهى) ندارد

نقش خطیر روحانیون و طلاب در این مهم غیر قابل کتمان است ، اما متاسفانه حداقل در سطح شهر محل زندگی بنده که بطور ملموس و مستقیم در ارتباط هستم ، شاهد کوتاهی در این عرصه توسط بعضی روحانیون هستیم. 

سیره تبلیغی آقا رسول الله (ص) را بررسی بفرمایید که چه رنج ها و مشتقت ها ، توهین ها و ترور ها و ... را به جان خریدند تا مردم وحشی و جاهل عرب آن زمان را بافرهنگ و متمدن نماید و در آخر می فرماید: ای پیامبر اگر این اخلاق خوش تو نبود هیچکس گرد تو جمع نمی شد. اینکه در ناملایمات زندگی انسان اخلاق نیکش را حفظ کند بسیار مهم است.

روحانیونی که تبلیغ را فقط بی رنج و مشقت  می خواهند ؛ بکار دین نمی آیند. کسانی که می خواهند در راه خدا و در جهت تبلیغ مبانی دینی گام بردارند باید فکر آن باشند که شاید فردا روزی شکمبه گوسفند از بالای پشت بام بر سر آنان فرو ریزند و آنان باید به مسجد رفته برای آن گمراهان طلب عفو کنند.

خصوصا در دزفول که بنده تعبیر کوفه دوم را به آن می دهم که حالات منافقانه در این شهر خصوصا در بین مذهبی نماها بشدت ملموس است. و کساین که واقعا در موثرانه و بی وقفه در حال کار هستند بوسیله دوست و دشمن آگاهانه و غیر آگاهانه پرو بال آنان زده می شود. 

کار فرهنگی و تبلیغی یک موضوع و یک تخصص بسیار پیچیده است که باید به دست اهل فن بیافتد. آقایون روحانی که متخصص این امر هستند باید زمام امور فعالیت های فرهنگی شهر را بگیرند.چرا باید در شهر دزفول که به شهر علما مشهور است یک غیر روحانی معراج السعاده را توضیح و تفسیر کند؟! می خواهم از این دیدگاه و طرز فکر حاکم بر روحانیون دزفول انتقاد کنم که تبلیغ بی دردسر و بدون صرف وقت را انتظار دارند. آقایان چرا انتظار دارید که جوانان خودشان به مسجد بیایند و سراغ روحانی را بگیرند. لازم است شما به دنبال جوانان و جذب آنان باشید. مگر نه اینکه پیغمبر برهدایت بندگان خدا حریص بود.

آقایان تا کی می خواهید با سخنرانی و موعظه ؛ جوانی را که ناتوی پیچیده فرهنگی دشمن با همه جذبه هایش آنها را به خود مشغول کرده و دلهایشان را مسخر نموده است را هدایت نمایید. باید از ابزار جدید و از روش های نو و شیوه های جذاب و تلاش و کوشش بهره جست. طراحی این شیوه ها و اجرای آن همان رسالت خطیر روحانیون است.

امروزه یکی از بهترین راه ها برای جذب جوانان هیئت های مذهبی هستند که بسیار در دزفول با بی مهری و حتی مخالفت برخی آقایون روحانی قرار گرفته است. اگر خلاف شرع است بیایید وارد شوید و اصلاح کنید و اگر نیست پس چرا اینهمه بی مهری؟ بنده به همراه یکی از دوستانمان 2 سال تمام با بسیاری از روحانیون طراز اول و دوم شهر برای حضور و نظارت بر هیئت صحبت کردیم و هر کس عذری و هر کس بهانه ای می آورد و هیچکس حاضر به حضور در بزرگترین هیئت مذهبی شهرشان نشد. 

مگر نه اینکه آقای مجتهدی (ره) خطاب به طلاب و روحانیون می فرمایند:

آقایان طلاب نکند لباس شما باعث شود در جلسات عزاداری حضور پیدا نکنید . نکند لباس و مقام شما حجاب شود برای شما . نکند باعث شود خود را از مجلس عزاداری و سینه زنی امام حسین کنار بکشید. می فرمودند : روضه جزو درس ماست.

و یا اینکه حضرت آیت الله مرعشی نجفی (ره) می فرمایند: ما در ایام جوانی بهمراه حضرت امام (ره) در حجره های مدرسه فیضیه تا صبح به سینه زنی و روضه خوانی می پرداختیم.

چه اینکه امروزه هیئت های مذهبی ، جلسات قرآن علاوه بر سینه زنی به سبک های مختلف که هر کدام جواز شرعی دارد ؛ برنامه های مختلفی دارند که تاثیر گذاری بسیاری بر نسل جوان دارند و منشاء برکات زیادی هستند که آقایان روحانی از آن غافل اند.

این دیدگاه که در شهرما حکم فرماست که جوان باید سراغ روحانی برود تا روحانی دستش را بگیرد و اینکه کسر شأن است برای روحانی که به سراغ جوانان رفته و ... باید تغییر یابد.

اما در این میان نمی توان از روحانیون فعال و تاثیرگذار غافل بود. کسانی مثل مرحوم شیخ رضای ابوالقاسمی پور که نفس گرم و روی گشاده و فکر خلاق او دل هزاران جوان را به جذب کرده بود. کساین که شاید حتی او را ندیده بودندو فقط صدایش را شنیده و شیفته اش شده بودند.

امیدوارم این نوشتار به دید دلسوزانه و منتقدانه خوانده و دیده شود و از اظهار نظر های تند و متعصبانه و غیرعالمانه پرهیز شود.

 

_________________________________________________________________________________________________________________ 

پی نوشت : 

اولا بدیهی است همانگونه که در متن تاکید شد ، روی این نوشتار اصلا قصد توهین و جسارت به محضر علمای بزرگ این شهر را ندارد

دوما بارها در متن تاکید شده است که منظور عده ای از روحانیون دزفول و کاهلان است و البته روحانیون فعال و برجسته در دزفول و همچنین دزفولی هایی که در هجرت بسر می برند زیاد هستند

__________________________________________________________________________________________________________________

بعد نوشت:

تیتر مطلب بخاطر ... حذف شد

این نوشتار تنها از روی دلسوزی و بدون غرض نوشته شده است لطفا فقط با این عینک مطالعه نمایید...




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : چهارشنبه 90/7/6
چقدر دلم برای خودم تنگ گشته است

رمضان هم چاره ام نکرد....

امروز صبح پدرم می گفت : ماه رمضان هم در سرازیر افتاد ... دارد تمام می شود ...

همین که ناله الغوث الغوث را به گوش جانمان می رسد به خود می آئیم که ای وای امسال هم گذشت و رمضان با رموزش دارد تمام می شود.

همه آن قول ها و وعده و وعید هایی که از سال قبل برای امسال بسته بودم چه می شود ؟ ... باز هم بماند برای سال دیگر .

برای مومن ماه رمضان ماه نفس کشیدن است... انگار پرنده ای را از قفس پرواز داده اند ... انگار همه عالم را به او داده اند ...

اما وای به حال مومنی که صدای الغوث الغوث ها و در سراشیبی ماه خدا ، خود را دریابد .

دریابد که چگونه گذشت این ماه بندگی و حسرت بخورد که چرا من بندگی نکردم.

اکثر ما انسانها اینگونه ایم .

فقط امید داریم .. امید داریم به اسم اعظمش.. امید داریم که بگوئیم یا عالی بحق علی و ...

امید داریم دستمان را کلون گداخته درب نیم سوخته زهرا بگیریم .

امید داریم دست به دامن حسن و شده و زیر چادر زینب پناه بگیریم.

خودمان را زیر سایه سر بر نی افراشته پناه کنیم و قرآن بر سر بگیریم و بگویئم بک یا الله ....

مولای من امیر المومنین ! واسط فیض خدا بر بندگان !

مولا غلام قنبرت هم نمی شویم ... مولا امشب تو مولایی کن و دستمان را بگیر ...

ای کاش در میان ناله های ابوحمزه ثمالی می شد می شد می شد که به خویشتن خویش رجوعی کنیم و نفسمان را به پای محکمه بکشانیم و محاسبه اش کنیم.

که به جز خلوت با خود راهی به سوی نور امید نیست و امشب

چقدر دلم برای خودم تنگ گشته است




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : شنبه 90/5/29
امروز حال صدا سیما خوب نیست ...

هنر فیلم و سریال ، یکی از منحصر به فردترین هنرهایی است که در عصر حاضر جزو تاثیرگزارترین ابزارها در شکل دهی و هدایت و اصلاح و تکامل افکار و اندیشه های انسان ها از آن بهره گرفته می شود. هنری که در ایران مهجور مانده و فقط کسب حداقل های آن ما را راضی نموده است .

این هنر فوق العاده که اگر از تمام ظرفیت های آن استفاده شود می تواند راه میانبری برای نیل به اهداف مادی و معنوی اسلام و انقلاب باشد ، امروزه به دست ناهالانی افتاده که آگاهانه و یا ناآگاهانه در مسیر درست که حرکت نمی کند هیچ ، ضربه های غیر قابل جبرانی را نیز به پیکره فرهنگی جامعه وارد می سازند.

اگر چه شاهد آن هستیم که هر از چند گاهی فیلم و برنامه های شاخصی در موضوعات مختلف اعم از فرهنگی مذهبی اجتماعی و حتی طنز در تلوزیون و سینما ابراز و جودمی کند و الحق و الانصاف برنامه های قوی ای هستند ، اما این روند به صورت مقطعی بوده و بسیار جای نگرانی برای سینما و مخصوصا تلویزیون دارد .

بنده در تلویزیون و سینما تخصصی ندارم و از درون آن مجموعه اطلاع چندانی ندارم، اما بعنوان یک مسلمان ایرانی و شخصی از قشر دانشجوی این جامعه به مسئله ورود می کنم و فریاد می زنم ؛ از دور شاهد آن هستم که هر کس اعم از متخصص و غیر متخصص که از صدا و سیما انتقاد میکند بلافاصله بایکت می شود. از جناب حجت الاسلام پناهیان گرفته تا امروز جناب وحید یامین پور و... ، متاسفانه شاهد عدم سعه صدر تلویزیون هستیم.

متاسفانه شاخص های اسلامی و شاکله های فرهنگی قائم بر اسلامیت و ایرانیت صدا و سیما ؛ هنوز مشخص نشده اند و به نظر می رسد هر مدیر بر طبق سلیقه و طرز فکر و خط و مشی شخصی خودش عمل می نماید.

باید یک روال منطقی و علمی براساس الگوهای اسلامی و ایرانی برای صدا وسیما تنظیم شود که هر کس نتواند طبق سلیقه خودش عمل نماید و این باید از خارج از مجموعه جناب ضرغامی ، دست به کار شوند.

البته به نظر می رسد ایراد در پیکره مدیران صدا و سیما باشد که مخاطب اصلی بنده هستند. هرچند این ایراد به شخص جناب رئیس صدا و سیما به طور غیر مستقیم بر می گردد.

بطور مشخص می توانم بگویم که ای برادران امروز حال صدا و سیمای جمهوری اسلامی خوب نیست.

این روزها نیز شاهد پخش یک سریال طنز به نام ساختمان پزشکان در شبکه سوم سیما هستیم.

آقایان دست اندر کار این سریال بی فرهنگ...

خنداندن مردم به چه قیمتی ... . رواج بی فرهنگی ، مادیگرایی ، دروغ ، تحقیر ، تمسخر ، غیبت و به سخره گرفتن ارزش های دینی و ملی جامعه محصول این سریال گریه آور است.

واقعا باید به پای این سریال گریست....

چرا فردی که به فرهنگ جامعه پایبند است در این فیلم به مسخره گرفته می شود؟ فردی که از گرفتن رشوه خوداری می کند ، از تمسخر دیگران و دروغ اجتناب می کند ؛ فردی دست و پا چلفتی و مشنگ و کم عقل فرض می شود و همیشه توسط دیگران دست انداخته می شود .

آقایان اگر می خواهند واقعیات جامعه را به تصویر بکشند ؛ بنده نمی دانم کجای این جامعه زندگی می کنند که بی فرهنگی فرهنگ آنهاست.

آقای مدیر ! اینها واقعیات کل جامعه ما نیستند.. مردم ما هنوز برای ارزشهایشان جان می دهند. چشمانتان را باز کنید.

متاسفانه اینگونه استنباط می شود که مدام به دنبال این هستید که نظر عده ای قلیل با یک فرهنگ خاص در جامعه را به رسانه ملی جلب کنید به بهانه اینکه به سراغ ماهواره و ... نروند. اما هدف وسیله را توجیه نمی کند.

این را بدانید اگر روزی قرار باشد کسی برای حفظ آن میز و صندلی و خدم و حشم شما جان دهد و خونش کف خیابانها ریخته شود تا نظاممان حفظ شود ، به قول امام همین پابرهنه هایی هستند که رسانه برایشان حتی تره ای هم خورد نمی کند.

کسانی که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند و هنوز بیش از تو و هر کس دیگری که با توی مدیرِ... کار می کند ، به ارزش ها و فرهنگ اسلامی پایبند است.

با این سریال سخیف نه تنها بی فرهنگی و مسائل ضد اخلاقی را رواج می دهید ؛ شکست شما را در جذب مخاطب در سیما نشان می دهد.

دست بردارید ...

ما را به خیر شما امید نیست ، شر مرسانید

احسان روشن نیا

19 تیرماه 1390




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : یکشنبه 90/4/19
استاد رضا ابوالقاسمی پور معلم دلها

معلم عزیزم

با اینکه نیستی ولی روزت مبارک

و به راستی چه زود دیر می شود.....

چهارشنبه شبها عجب حال و هوایی داشت. جمعه شب ها هم که جا افتاده بود.

 معلم عزیزم

دبیرستان معارف یادت هست. شاگرد همیشه اخمویت. بعد از 6 سال اعترافی بکنم ؟ قند توی دلم آب می شد وقتی که از دست حرف هایت اخم می کردمو تو ماژیک کلاس را بسمت پرتاپ می کردی. عاشقت بودم. همیشه جبهه مخالفت تو را داشتم. و رفتارت باعث شد مخالفت دوستت شود. 

آقا رضا جمعه یادت هست روی منبر داستان آن بچه دبیرستان بازیگوش و منتقدی را تعریف کردی که کاپشن سیاهش را بر دوش می اندازد ، آن شب تیر خلاصم را زدی.

عاشقت شدم. چقدر تو به فکر من بودی. نمی دانستم اینقدر مرا زیر نظر داری حرکات مرا.

براستی معلم اخلاق بودی. و آن جمله مدیر مدرسه در جواب اعتراض من هنوز در ذهنم هست ، که براستی حق بود . ابوالقاسمی را برای تدریس اخلاق نیاورده بودند برای اینکه او را ببینیم و اخلاقش بیاموزیم. 

عزیز دلم

اینک دیگر نوایت را نمی شنوم. جمعه ها سرگردان شده ام. کجا بروم . کجا بروم که همچنین نوای دلنشین یابن الحسن یابن الحسن ، چون شراب طهور مست وادی الستم گرداند.

صدایت برایم جام بود و نوایت شراب

مستی کجا؟

رضا جان بار دیگر برخیز و مستمان کن.

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها ************** که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

رضا جان برخیز که جان هایمان تشنه یک نگاه پر مهر معلمی مهربان چون توست.

دلم برای خنده ات تنگ شده است.

زیباترین معلم دنیا

برخیز بار دیگر ماژیک کلاس را پرتاب کن به سمتم. شاید علت رفتم از آن دبیرستان ، رفتن تو بود. مسجدت را از حیث خاطراتت نمی توانم ببینم و سالی یکبار هم که می روم برای بزرگداشت، جگرم خون می شود.

آقا رضا تو برای ارباب می خواندی و من برای نوکر ارباب می خوانم:

کمان ابروان تو قبله گه دلم شده***********الا عزیز مهدیا عجب نشته ای به دل ....

نبودت برایمان به شدت احساس می شود وجای خالیت پر نمی شود. ای کاش در این وانفسای اخرالزمان تو و همچون تویی بودند تا حرفشان را راهگشا بدانیم.

رضا جان به آرزویت خواهی رسید. یادت هستی اینگونه نگاشتی  

روزی که مسیر آمدنت را گل باران می کنند ، ممکن است من نباشم ، ولی داستان عاشقی مرا برایت خواهند گفت  

خواهند گفت نغمه عاشقانه ام در میان مشتاقانت چه آتشی به پا می کرد و چگونه بازار عاشقی تو را گرم می نمود . خواهند گفت آن روز که می رفتم نگران به رقفا می نگریستم گویا چیزی جا گذاشته ام ، گویا با کسی قرار ملاقات داشته ام ، خواهند گفت دردهایی را که از نبودنت چشیدم ،همه را خواهند گفت   .

دوست دارم آنروز که می آیی سراغ مرا بگیری ، راستی هزار دستان من کو ؟

هزار دستان ارباب ، امروز روز معلم را تبریکت می گویم.

از درس و مشق دبیرستان گرفته و تا مسجد و هیئت و جلسه را همه از تو یاد گرفتم.

روزت مبارک

شیخ رضا دزفول

شیخ رضا ابوالقاسمی پور

 




| [ کلمات کلیدی ] :
ن : احسان روشن نیا
ت : یکشنبه 90/2/11
<      1   2   3   4   5      
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
 
 
 
هر کس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند؛ ما تمام آنچه در تئوری و خلأ بود در خاکهای شلمچه و طلائیه دیدیم، آنچه دیگران فقط شنیده اند ما در شبهای دردآلود با صدای ناله ها و سوز دلهای شیدایی شنیده ایم و دیده ایم، ما عشقبازی مجنون به دور لیلی را درجزیره ی مجنون زیر باران گلوله های که میلیمتری زمین را هدف گرفته بودند با چشم غیر مسلح دیدیم، آنچه منصور بر سر دار دید ما شبهای عملیات دیدیم؛ آن شوخی های شبانه و زمزمه ی قرآن دعا که در شب عاشورای حسین گذشت ما در شبهای عملیاتی والفجرها و رمضان ها و کربلاها دیدیم .
 
 
0 align= 0 align= a href= div class=/div theme-designer2 /div/divtd width=div class=bb td width= center td width= /div space/divtd width= td width= td width= td width= td width=/div /td valign= valign= icon2 icon2 backpb:ItemText//BlogpagingBlock/blogtagsblockdiv style=theme-designer2 pb:ItemText/p dir=/blogtagsblockdiv style=theme-designer2 p dir= /blogtagsblockdiv style=theme-designer2 /divpb:AuthorNamediv style=div class= pb:BlogDescription/divwidth:389px; overflow:hidden;0/BlogArchive copyright table border=padding: 7pxwidth:389px; overflow:hidden; table border= width:389px; overflow:hidden; table border=width:389px; overflow:hidden; table border=padding: 7pxwidth:389px; overflow:hidden; ¢div class= div class= /divm-p/div /div778 /div !---------- text ----------------------------

دریافت کد آهنگ

0rtl105/bodyrtl105/body